غلبه نگاه اقتصادی و پروژههای شتابزده، نقطه انحراف همدان از توسعه پایدار
معمار و نظریهپرداز شهرسازی، با نقد روند توسعه همدان در دهههای اخیر، نسبت به پیامدهای جدایی شهر از الگوی رشد ارگانیک هشدار داد و گفت: غلبه نگاه اقتصادی و پروژههای شتابزده مسکن بر اصالتهای طبیعی، همدان را از مسیر توسعه پایدار منحرف کرده؛ روندی که اگر با مدیریت صحیح مخاطراتی نظیر سیلاب و زلزله اصلاح نشود، تابآوری و زیستپذیری این شهر را با بحرانی جدی مواجه خواهد کرد.
تغییرات اقلیمی، بارشهای رگباری و افزایش رخداد آبگرفتگی در شهرهای کشور، نگاه برنامهریزان شهری را بیش از گذشته متوجه نقش توسعه کالبدی در مدیریت مخاطرات طبیعی کرده است. در شهری مانند همدان که بخش عمده هویت تاریخی آن بر پایه دامنههای الوند، چشمهها، قنوات و مسیرهای طبیعی آب شکل گرفته، هرگونه تغییر در الگوی توسعه میتواند آثار بلندمدتی بر ایمنی، کیفیت زندگی و آینده شهر بر جای بگذارد.
کارشناسان شهرسازی معتقدند توسعه شهری زمانی پایدار است که همزمان با تأمین نیازهای جمعیتی، ظرفیتهای طبیعی، توان اکولوژیک، زیرساختها و مخاطرات محیطی نیز در تصمیمگیریها لحاظ شود. در غیر این صورت، توسعه کالبدی نهتنها کیفیت زندگی را ارتقا نمیدهد، بلکه خود به عاملی برای افزایش بحرانهای شهری تبدیل خواهد شد.
بر این اساس در این شماره گفتوگویی با محمدرضا عراقچیان معمار و نظریهپرداز حوزه شهر ترتیب دادیم که در ادامه میخوانید:
*توسعه همدان زمانی با طبیعت شهر هماهنگ بود
عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلی سینا همدان با تشریح الگوی تاریخی توسعه همدان گفت: برای بررسی الگوی توسعه کالبدی همدان باید به ریشههای شکلگیری شهر توجه کرد. همدان ابتدا در پناه الوند شکل گرفت و توسعه آن ارتباط مستقیمی با چشمهها، قناتها و رودخانهها داشت.
محمدرضا عراقچیان افزود: اگر نقشه رودخانههای همدان را روی شکل شهر منطبق کنیم، میبینیم شهر دو طرف مسیرهای رودخانهای شکل گرفته و بهتدریج به هم پیوسته است؛ بنابراین ساختار اولیه شهر را نمیتوان جدا از طبیعت بررسی کرد.
وی درباره توسعه ارگانیک توضیح داد: در این الگو، شهر بر مبنای ظرفیتهای محیط شکل میگیرد؛ در شهری بندر، در شهری رودخانه و در جایی دیگر تجارت عامل اصلی شکلگیری است. در همدان نیز مبنای اولیه توسعه، طبیعت و ویژگیهای محیطی بوده است.
وی خاطرنشان کرد: در چنین الگویی شهر در تعامل با محیط شکل میگیرد، نه اینکه ابتدا ساختاری مصنوعی طراحی شود و بعد طبیعت خود را با آن تطبیق دهد.
*طرح میدان امام و آغاز توسعه مصنوعی شهر
این معمار و نظریهپرداز شهرسازی در ادامه به نقطهای مهم در تغییر استخوانبندی همدان اشاره کرد و گفت: بعدها عواملی وارد شدند که این تصمیمگیری طبیعی را تغییر دادند؛ شاید بتوان نخستین عامل مهم را طرح میدان امام دانست.
عراقچیان افزود: میدان امام استخوانبندی توسعه شهر را مصنوعی کرد؛ یعنی الگویی که تا آن زمان بر پایه عناصر طبیعی و رشد ارگانیک شکل گرفته بود، به سمت توسعه شعاعی حرکت کرد.
وی ادامه داد: توسعه همدان تا یک دوره عمدتاً شعاعی پیش رفت و حتی طرحهای جامع بعدی هم از همین الگو پیروی کردند؛ به این ترتیب بخشهای مختلف شهر در اطراف این محورهای مصنوعی رشد کردند.
وی تأکید کرد: این تغییر فقط دگرگونی در سیمای خیابانها و ساختمانها نبود، بلکه نوع نگاه به شهر را عوض کرد. شهر بهتدریج از الگویی که در آن «طبیعت» (مسیر آب، شیب زمین و ظرفیت محیطی) نقش تعیینکننده داشت، فاصله گرفت.
*زمانی که اقتصاد وارد شهرسازی شد
این استاد دانشگاه بوعلی سینا همدان با اشاره به تحولات دهههای بعد گفت: اتفاق مهم دیگر، تغییرات اجتماعی و اقتصادی بود. در گذشته، محلههای همدان مثل امروز به «بالاشهر» و «پایینشهر» تقسیم نمیشدند. در محلههایی مثل جولان، بنبازار، امامزاده یحیی یا کبابیان، اقشار مختلف با سطوح درآمدی متفاوت در کنار هم زندگی میکردند و محلهها مرزبندی طبقاتی نداشتند.
عراقچیان افزود: البته اقتصاد همواره در شهر جریان داشت و بر پایه تجارت و کشاورزی میچرخید، اما ساختوساز هدف اصلی نبود، بلکه ابزاری برای رسیدن به اهداف دیگر بود. از دهه 40 به بعد، با تغییرات اجتماعی و سیاسی، اقتصاد به اولویت اول شهرسازی تبدیل شد و خودِ ساختوساز به یک فعالیت سودآور بدل گشت.
وی ادامه داد: با تغییر این رویکرد، پدیده «بسازوبفروشی» شکل گرفت که پس از انقلاب و بهویژه بعد از جنگ تحمیلی، شدت گرفت.
وی با بیان اینکه مهاجرت از استانهای همجوار نیز روند توسعه شهر را تشدید کرد، گفت: مجموعه این عوامل، رشد ارگانیک شهر را برهم زد. از آن پس، شهر نه بر اساس ضرورتهای طبیعی، بلکه هرکجا که بسازوبفروشها و سرمایهگذاران هجوم بردند، به همان سمت کشیده شد و گسترش یافت.
این معمار و شهرساز همدانی این روند را به «غده» تشبیه کرد و گفت: انگار در بخشهایی از شهر غدهای ایجاد میشود و شهر از همانجا شروع به تورم و رشد میکند.
عراقچیان به مناطقی نظیر استادان، شهرک مدنی، شهرک بهشتی، شهرک الوند و خیابانهای نواب، فرهنگ و آزاد اشاره کرد که در دورههایی به کانونهای توسعه تبدیل شدند؛ توسعهای که نه برآمده از ظرفیتهای طبیعی، بلکه حاصل فشارهای اقتصادی و اجتماعی بود.
وی با اشاره به ردپای «توسعه مصنوعی» در شهرسازی گفت: در این نوع توسعه، نیازهای واقعی و ساختار زیستمحیطی شهر نادیده گرفته شده و صرفاً منافع اقتصادی و اجتماعیِ غیرکارشناسی ملاک قرار گرفته است.
وی با بیان اینکه قدرت جریانهای اقتصادی بهقدری افزایش یافته که طرحهای جامع شهری نیز از آن تأثیر پذیرفتهاند، افزود: متأسفانه در مواردی، فعالان بازار زمین و «بسازوبفروشها» حتی از طرحهای مصوبِ آیندهنگرانه نیز جلوتر حرکت میکنند.
وی در تشریح این وضعیت گفت: بهعنوان نمونه، پیش از اجرایی شدن طرحهای جامع در سالهای گذشته، عدهای با شناساییِ زودهنگامِ جهتِ توسعه شهر، اقدام به خرید باغها و اراضی آن منطقه کرده بودند.
این نظریهپرداز حوزه شهرسازی تأکید کرد: این پیشدستیِ سرمایهگذاران باعث شده تا رشدِ اصولی و منظمِ شهر آسیب ببیند و تصمیماتِ «بازار زمین» عملاً بر تصمیماتِ تخصصیِ برنامهریزان شهری سایه بیندازد.
*مسکن مهر و اقدام ملی چگونه بر مسیر توسعه اثر گذاشتند؟
عراقچیان، اجرای طرحهای «مسکن مهر» و «اقدام ملی» را از دیگر عوامل اثرگذار بر جهت توسعه همدان برشمرد و گفت: این طرحها باعث شد شهر در مناطقی گسترش یابد که از نظر ساختاری، کالبدی و اجتماعی، لزوماً بهترین گزینهها نبودند.
وی دلیل این اتفاق را محدودیت زمین در اختیار وزارت راه و شهرسازی دانست و توضیح داد: چون زمینهای موجودِ این وزارتخانه محدود بود، آنها ناچار شدند برای اجرای این طرحها، از همان اراضیِ در دسترس استفاده کنند؛ همین موضوع باعث شد جهت توسعه شهر، نه بر اساس مطالعاتِ اصولی، بلکه بر پایه داراییهایِ خُردِ دولتی تعیین شود.
*همدان تا کجا میتواند رشد کند؟
وی با طرح این پرسش که «همدان تا چه اندازه ظرفیت توسعه دارد؟»، تأکید کرد: مدیریت شهری باید پاسخ دقیقی برای این مسئله داشته باشد.
این استاد دانشگاه بوعلی سینا همدان با اشاره به برنامه ساخت 100 هزار واحد مسکونی جدید در همدان، هشدار داد: ساخت این تعداد واحد، به معنای افزودن جمعیتی حدود 400 هزار نفر به شهر است. این مسئله فراتر از «خانهسازی» است؛ چراکه 400 هزار نفر جمعیت جدید، نیازهای زیرساختیِ گستردهای همچون آب، برق، گاز، حملونقل، مدرسه، فضای سبز و خدمات درمانی میطلبد.
عراقچیان تصریح کرد: مسئولانی که چنین وعدههایی برای افزایش جمعیت شهر میدهند، باید پیش از هر چیز، با بررسیهای علمی و فنی پاسخ دهند که آیا زیرساختهای فعلی همدان، اساساً توان پذیرش این حجم از توسعه را دارد یا خیر.
*شهر پایدار باید سقف جمعیتی داشته باشد
وی با تأکید بر ضرورتِ جدی گرفتنِ مفهوم «شهر پایدار» گفت: شهر پایدار، شهری است که منابع و زیرساختهای مورد نیازش را در چارچوب ظرفیتهای درونی خود تأمین کند. وقتی برای تأمین نیازهایی نظیر آب و برق، شهر به منابعِ خارج از استان وابسته است، باید در تصمیمگیری برای توسعه، با احتیاط و ملاحظات بیشتری عمل کرد.
این معمار با بیان اینکه برای معرفی همدان بهعنوان «شهر پایدار» (بهویژه در سطح جهان اسلام)، باید سقف جمعیتی و ظرفیتهای واقعی شهر بهطور دقیق مشخص شود، تصریح کرد: ملاک توسعه نباید صرفاً وجود زمین یا امکان ساختوساز باشد؛ بلکه باید سنجید که هر توسعه، چه فشاری بر منابع و زیرساختهای حیاتی شهر وارد میکند.
*همدان و چالش مخاطرات طبیعی
عراقچیان در ادامه به آسیبپذیری همدان در برابر مخاطرات طبیعی پرداخت و گفت: همدان به دلیل ویژگیهای طبیعی و توپوگرافی خاص (بهویژه شیب شهر)، مستعد وقوع حوادثی همچون سیلاب است؛ موضوعی که در گذشته نیز شاهد آن بودهایم.
وی افزود: در کنار سیل، خطر زلزله نیز مطرح است. هرچند همدان در وضعیت بحرانیِ زلزله قرار ندارد، اما سطح خطر آن بالاتر از متوسط است و باید بهطور جدی در برنامهریزیها لحاظ شود.
وی تأکید کرد: توسعه کالبدی شهر نباید جدا از ایمنی باشد؛ بنابراین مجموعه مخاطرات طبیعی و اصول پدافند غیرعامل باید همزمان با برنامهریزیهای عمرانی و توسعهای شهر، بهطور دقیق بررسی و اعمال شوند.
*یک جاهایی باید شهر را ببندیم
این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه توسعه همدان باید متناسب با ظرفیتهای زیستیاش باشد، ابراز کرد: این شهر نباید بیش از حد گسترش یابد. اگر جمعیت فعلی همدان را حدود 600 هزار نفر در نظر بگیریم، تصور میکنم برای اینکه همدان زیستپذیری مناسبی داشته باشد، جمعیتی در حدود 700 تا 750 هزار نفر میتواند سقف قابل بررسی باشد؛ البته این موضوع نیازمند مطالعات علمی دقیق است.
عراقچیان با تأکید بر اینکه توسعه بیمحابا، پایداری اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی شهر را تهدید میکند، گفت: باید با مطالعات دقیق، مرزهای توسعه شهر مشخص شود و در نقاطی که به اشباع رسیدهایم، جلوی گسترش فیزیکی گرفته شود. اگر نیاز به استقرار جمعیت بیشتری است، راهکار درست، توسعه شهرهای اقماری و اطراف است، نه بزرگتر کردنِ بیرویهِ کالبدِ همدان.
*مسیر آبها؛ ستونِ اصلیِ برنامهریزی شهری
وی در پاسخ به اهمیتِ حفظِ مسیرهای طبیعیِ آب، درهها و گودیهای شهر در طرحهای توسعه، تصریح کرد: این عناصرِ طبیعی باید ارکانِ اصلیِ برنامهریزی باشند.
وی درباره چراییِ نادیده گرفتن این موارد در برخی طرحها گفت: چند چالش اساسی وجود دارد؛ نخست، تخصصِ مشاورانِ طرح است که آیا واقعاً مخاطرات طبیعی را درک میکنند یا صرفاً به توسعهی کالبدی میاندیشند؟ و دوم، میزانِ اختیاری است که مدیران به مشاوران میدهند تا ملاحظاتِ علمی و فنی را بدون فشارهای سیاسی یا اقتصادی، در طرح لحاظ کنند. توسعهای که بدون توجه به توپوگرافی و مخاطرات طبیعی صورت گیرد، هرگز پایدار نخواهد بود.
وی گفت: موضوع سوم نیز کارشناسانی هستند که قرار است طرحها را بررسی کنند؛ اینکه خود این کارشناسان تا چه اندازه به اهمیت عوامل طبیعی و مخاطرات اعتقاد دارند، در نتیجه نهایی تأثیرگذار است.
این استاد دانشگاه با تأکید بر لزوم وجود یک «زنجیره تخصصی» شامل مشاوران، مدیران آگاه و کارشناسان خبره، تصریح کرد: برای جلوگیری از حذف مؤلفههای حیاتی مانند مدیریت روانآب و سیلاب در فرآیند برنامهریزی، باید این متخصصان در تمام مراحل تصمیمگیری در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
*سیاستهای مقطعی نباید شهر را قربانی کند
عراقچیان با اشاره به تأثیر تصمیمات سیاسی کوتاهمدت بر مدیریت شهری گفت: گاهی جریانهای سیاسی، اصول علمی شهرسازی را تحتالشعاع قرار میدهند. برای نمونه، اجرای برخی پروژههای مسکن (مانند مسکن مهر) بدون رعایت استانداردهای برنامهریزی، فشار مضاعفی بر رودخانهها و فضاهای سبز وارد کرده و این پهنههای طبیعی را به زمینهای ساختوساز تبدیل کرده است.
وی تأکید کرد: در پروژههای مسکنسازی نباید تنها به ساخت واحد مسکونی بسنده کرد؛ بلکه باید کیفیتِ زندگی، خدمات رفاهی، دسترسیها، زیرساختها و تعامل پروژه با ساختار طبیعی شهر بهصورت یکپارچه دیده شود. در واقع، تمام مؤلفههای شهری در هم تنیدهاند و نمیتوان آنها را جدا از یکدیگر بررسی کرد.
*مخاطرات طبیعی؛ ضرورت اصلی هر طرح شهری
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: هر مشاوری که طرحی برای شهر تهیه میکند، موظف است مخاطرات طبیعی (مانند سیلاب و روانآبها) و مخاطرات انسانساز را بهطور جدی در برنامهریزیها لحاظ کند. نمیتوان شهر را صرفاً بر اساس توسعه کالبدی طراحی کرد و انتظار داشت در آینده با مشکلات آبگرفتگی و سیلاب مواجه نشویم؛ بنابراین، شناسایی و پیشبینی این مخاطرات، شرط اساسی هر طرح توسعه شهری است.
عراقچیان با تأکید بر جایگاه ویژه ملایر به عنوان دومین شهر استان همدان گفت: ملایر با جمعیتی کمتر از 200 هزار نفر، ظرفیتهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بالایی دارد و همواره خاستگاه بسیاری از مدیران استان بوده است.
وی با اشاره به شکاف جمعیتی میان همدان (حدود 600 هزار نفر) و ملایر، این فاصله را نشانهای از تمرکز بیش از حد امکانات در مرکز استان دانست و تصریح کرد: به جای صرف تمامی توان برای توسعه همدان، باید بر ظرفیت شهرهای پیرامونی مانند ملایر، نهاوند، تویسرکان و اسدآباد تمرکز کرد.
*تقویت شهرهای موجود به جای شهرکسازی
این استاد دانشگاه با نقد رویکرد ساخت شهرهای جدید در اطراف مرکز استان افزود: اولویت ما باید استفاده از ظرفیت شهرهای موجود باشد، نه ساخت شهرکهای جدید. شهرهای یادشده ظرفیت بالایی برای جذب رشد اقتصادی و جمعیتی استان دارند؛ اما متأسفانه تاکنون توجه استراتژیک و کافی به توسعه این مناطق نشده است.
عراقچیان تأکید کرد: برای تحقق توسعه متوازن، باید زیرساختهای اشتغال و خدمات رفاهی را در شهرهای پیرامونی فراهم کرد تا با توزیع متعادل امکانات، فشار جمعیتی و فعالیتهای اقتصادی از مرکز استان به سمت سایر نقاط استان هدایت شود.
معالوصف آنچه از دیدگاه محمدرضا عراقچیان برمیآید، این است که مسئله امروز همدان تنها کمبود زمین برای ساختوساز یا نیاز به افزایش واحدهای مسکونی نیست؛ مسئله اصلی، تعیین نسبت میان ظرفیت طبیعی شهر و میزان توسعهای است که برای آن تعریف میشود.
همدان شهری است که ساختار اولیه آن با الگوی طبیعی، دامنههای الوند، چشمهها، قنوات و رودخانهها شکل گرفته است. اما طی دهههای گذشته، توسعه شعاعی، تغییرات اقتصادی، افزایش ارزش زمین، فعالیت بسازوبفروشها، مهاجرت و برخی طرحهای مسکن موجب شده مسیر رشد شهر بیش از گذشته تحت تأثیر عوامل مصنوعی و اقتصادی قرار گیرد.
در چنین شرایطی، نادیده گرفتن مسیرهای طبیعی روانآب، درهها و نقاط گود شهر میتواند پیامدهای خود را هنگام بارندگیهای شدید نشان دهد. هرچه سطح زمین با ساختمان، آسفالت و سایر سطوح نفوذناپذیر پوشانده شود، اهمیت مدیریت روانآب و حفاظت از آبراهههای طبیعی بیشتر میشود.
از سوی دیگر، طرحهای توسعه شهری باید پیش از هر تصمیمی درباره افزایش جمعیت و ساختوساز، ظرفیت واقعی شهر را از منظر آب، انرژی، حملونقل، خدمات عمومی، محیط زیست و مخاطرات طبیعی مشخص کنند. افزایش جمعیت بدون تأمین این زیرساختها، صرفاً به معنای بزرگتر شدن محدوده شهر است، نه الزاماً ارتقای کیفیت زندگی.
دیدگاه عراقچیان درباره تعیین سقف جمعیتی 700 تا 750 هزار نفر برای همدان، یک پیشنهاد کارشناسی است که خود وی نیز بر ضرورت انجام مطالعات علمی برای تعیین عدد دقیق تأکید دارد؛ اما اهمیت این دیدگاه در طرح یک پرسش اساسی است: آیا هر مقدار رشد جمعیتی که بتوان برای آن مسکن ساخت، الزاماً به معنای توسعه مطلوب شهر است؟
پاسخ به این پرسش میتواند مسیر آینده همدان را مشخص کند. اگر هدف، شهری پایدار و زیستپذیر است، توسعه باید در محدوده ظرفیتهای واقعی شهر تعریف شود و در کنار آن، شهرهای پیرامونی مانند ملایر، نهاوند، تویسرکان و اسدآباد نیز فرصت رشد پیدا کنند.