زجر مستمر تاکستانهای ملایر از آفت زنجره
یکی از باغداران باسابقه ملایری با اشاره به اینکه آفت زنجره یا همان جیرجیرک تهدیدی جدی برای بقای تاکستانهاست، گفت: اگر این روند ادامه پیدا کند و برای مقابله با آن چارهای اندیشیده نشود، این احتمال وجود دارد که همه باغهای ملایر در چند سال آینده خشک شوند.
شهرستان ملایر که به «شهر جهانی انگور» معروف است، نهتنها یکی از قطبهای کشاورزی استان همدان بهشمار میرود، بلکه از مهمترین مراکز تولید انگور و فرآوردههای آن در کشور نیز هست. این شهرستان در صنعت باغبانی ایران جایگاه ویژهای دارد و بخش قابل توجهی از زنجیره تأمین کشمش و محصولات انگور در بازارهای داخلی و بینالمللی را بر عهده گرفته است.
بر اساس آخرین گزارشهای رسمی و دادههای منتشرشده از سوی سازمان جهاد کشاورزی، ملایر سطح زیرکشت گستردهای در حوزه تاکستان دارد. طبق آمارهای موجود، حدود 11 تا 12 هزار هکتار از اراضی این شهرستان به باغهای انگور اختصاص یافته است.
نکته مهم این است که میانگین تولید انگور در ملایر بهطور قابل توجهی بالاتر از میانگین کشوری، یعنی حدود 13 تن در هکتار، است. این بازدهی بالا نشاندهنده ظرفیت بالای خاک منطقه و تجربه نسلهای مختلف باغداران ملایری است.
بر این اساس، سالانه بیش از 300 هزار تن انگور از تاکستانهای ملایر برداشت میشود که بخش زیادی از آن، حدود 70 تا 75 درصد، به انواع کشمش تبدیل میشود. این حجم تولید، پشتوانه بیش از 15 هزار بهرهبردار و کشاورز است و معیشت هزاران خانواده در این منطقه بهطور مستقیم به تاکستانها وابسته است. همچنین وجود دهها واحد صنعتی و کارخانه فرآوری و کشمشپاککنی در این شهرستان، زنجیره گستردهای از اشتغال را ایجاد کرده که در فصل برداشت، هزاران فرصت شغلی جدید فراهم میکند.
بر همین اساس، برای اطلاع از آخرین وضعیت تاکستانها و باغداران این شهرستان، گفتوگویی با یکی از باغداران مطرح افسریه ملایر، ترتیب دادهایم که در ادامه میخوانید:
هاشم باقری که 60 سال سابقه کشاورزی و 30 سال تجربه تخصصی در تاکستانداری دارد، وضعیت باغهای ملایر را نگرانکننده ارزیابی کرد و گفت: در حال حاضر حدود 5 هکتار تاکستان انگور سفید بیدانه دارم و در سالهای مساعد، از هر هکتار بین 9 تا 11 تن محصول برداشت میکنم، اما متأسفانه وضعیت فعلی باغهای ملایر بسیار وخیم است.
وی با بیان اینکه آفت زنجیره یا همان جیرجیرک تهدیدی جدی برای بقای تاکستانهاست، عنوان کرد: اگر وضعیت به همین روال ادامه پیدا کند و راهکاری برای آن اندیشیده نشود، احتمال خشک شدن همه باغهای ملایر در چند سال آینده وجود دارد.
وی افزود: مبارزه با این آفت نیازمند حمایت جدی دولت است، اما متأسفانه هیچ حمایتی صورت نمیگیرد؛ این در حالی است که هزینه تهیه سم باکیفیت خارجی بسیار بالاست و از توان بسیاری از باغداران خارج است.
این باغدار باسابقه همچنین به یکی از مشکلات ریشهای کشاورزی در منطقه، یعنی «عدم یکپارچگی اراضی» اشاره کرد و توضیح داد: 90 درصد باغهای ملایر به دلیل خرد بودن قطعات زمین، که در قالب قطعات کوچک دو تا پنج جیبی هستند، امکان صنعتی شدن و نوسازی زیرساختی ندارند.
باقری در اینباره خاطرنشان کرد: وقتی زمینها پراکنده باشند، نه میتوان آنها را اصولی خطکشی و شاغلبندی کرد و نه میتوان سیستمهای مدرن داربستی، شلنگکشی و آبیاری قطرهای را اجرا کرد. برای صنعتی شدن، زمینهای یکپارچه لازم است تا بتوان استخرهایی برای آبیاری احداث کرد، اما در شرایط فعلی، هزینه این کار بسیار بالا و عملاً غیرممکن است.
وی در ادامه به مسئله قیمتگذاری انگور پرداخت و با انتقاد از وضعیت بازار گفت: قیمت این محصول باید با توجه به ماهیت خشکبار بودن آن و زحمات زیادی که برای تولیدش کشیده میشود، بالاتر باشد.
این باغدار باسابقه با انتقاد از نحوه قیمتگذاری محصولات کشاورزی و با تأکید بر تفاوت میان زحمات تولیدکننده و بازده اقتصادی محصول افزود: تولید انگور و کشمش برخلاف محصولات کوتاهمدتی مانند سبزیجات، نیازمند سالها صبر و تلاش است.
باقری ادامه داد: در حالی که سبزیجات بدون نیاز به سابقه و زحمت چندساله، با قیمتهای بالایی معامله میشوند، کشاورز انگور با سختیهای زیادی محصول خود را به نتیجه میرساند؛ اما متأسفانه در نهایت، قیمت خرید کشمش از کشاورز بسیار پایین است.
وی در تشریح روند فروش محصول خاطرنشان کرد: انگور ملایر بهدلیل دیررس بودن و تفاوت زمانی برداشت با مناطقی مانند شیراز و مشهد، فرصت محدودی برای برداشت دارد.
وی افزود: بهدلیل احتمال بارندگیهای ناگهانی در اواخر تابستان و اوایل پاییز که میتواند تمام زحمات یکساله کشاورز را در لحظه از بین ببرد، تولیدکنندگان ناچارند در بازهای کوتاه، حدود 10 تا 15 روز، محصول را جمعآوری کرده و بهسرعت به کشمش تبدیل و به انبار منتقل کنند تا از آسیبهای جوی در امان بماند.
این باغدار باسابقه ملایری در تحلیل وضعیت رقابت در بازارهای جهانی، به تأثیر منفی تورم و افزایش هزینههای تولید اشاره کرد و گفت: قیمت جهانی کشمش تقریباً ثابت است و ما با کشورهایی مانند آذربایجان و ترکمنستان رقابت سنگینی داریم، اما مشکل اصلی این است که هزینههای تولید برای کشاورز ایرانی تقریباً 10 برابر کشورهای رقیب است. در کشورهای دیگر، بخش کمی از درآمد صرف هزینههای سیستم کشاورزی میشود و سود اصلی به کشاورز میرسد، اما در ایران دوسوم درآمد کشاورز صرف هزینههای جاری میشود و سود چندانی برای تولیدکننده باقی نمیماند.
باقری در ادامه به بحران سموم تقلبی در بازار ایران اشاره کرد و گفت: حدود 80 تا 90 درصد سموم موجود در بازار تقلبی هستند و در زیرزمینهایی در شهریار، اندیشه و کرج تولید میشوند.
وی در ادامه با بیان اینکه برخی شرکتها مقدار کمی سم وارد میکنند و سپس آن را با حجم زیادی آب رقیق کرده و دوباره بستهبندی میکنند توضیح داد: تقلبی بودن سموم باعث میشود کشاورزان به جای دوز استاندارد (مثلاً 50 سیسی)، مقادیر بسیار بیشتری (مانند 200 سیسی) سم مصرف کنند تا اثر کند؛ این کار میزان باقیمانده سموم را در محصول بهشدت افزایش میدهد.
وی تأکید کرد: همین موضوع سبب کاهش کیفیت و افت توان رقابتی کشمش ملایر در بازارهای سختگیرانه جهانی شده است؛ به طوری که بهدلیل بالا بودن میزان باقیمانده سموم، کشمش ملایر عملاً امکان صادرات به اروپا را ندارد و صادرات آن به بازارهایی مانند روسیه و کشورهای حاشیه خلیج فارس محدود شده است، چراکه استانداردهای اروپایی اجازه ورود چنین محصولاتی را نمیدهند.
این باغدار ملایری با اشاره به اینکه در 10 سال اخیر وعدههای متعددی از سوی نمایندگان برای حمایت از کشاورزان داده شده، این اقدامها را شعارهای تبلیغاتی دانست و تصریح کرد: در تمام این سالها، هیچ گام عملی یا حمایت واقعی از سوی نمایندگان ندیدهایم. حتی سازمانهایی مانند جهاد کشاورزی یا تعاونیها نیز حمایتهای بسیار ناچیزی دارند؛ برای نمونه، کود تخصیصیافته به اندازهای کم است که حتی پاسخگوی یک باغ کوچک 500 متری هم نیست، اما همین کمک ناچیز را به عنوان یارانه و حمایت از کشاورز تبلیغ میکنند.
باقری همچنین به چالشهای بهداشتی و لجستیکی در روشهای برداشت و خشک کردن محصول اشاره کرد و گفت: بهدلیل نبود تجهیزاتی مانند زیراندازهای استاندارد و سبدهای مخصوص، بسیاری از کشاورزان ناچارند انگورها را برای تبدیل شدن به کشمش، مستقیم روی خاک پهن کنند.
وی افزود: اگرچه در بسیاری از نقاط دنیا نیز این روش رایج است، اما مشکل اصلی در ملایر، نبود امکانات مناسب برای جمعآوری محصول است. چون سبد و تجهیزات لازم وجود ندارد، محصول در گونی جمع میشود و همین موضوع باعث کپکزدگی کشمش و کاهش شدید کیفیت آن تا زمان رسیدن به کارخانه میشود.
وی همچنین با مقایسه وضعیت ایران و ترکیه، به تفاوت میان «سیستم سنتی» و «سیستم صنعتی» اشاره کرد و گفت: در ترکیه، کار بهصورت صنعتی انجام میشود؛ آنها از سبدهای بزرگ 400 تا 500 کیلویی استفاده میکنند و جابهجایی این حجم از محصول با لیفتراک انجام میشود. اما در ملایر، ما همچنان با سیستم سنتی روبهرو هستیم. حتی اگر به کشاورز جعبههای بزرگ داده شود، او ابزاری برای جابهجایی آنها ندارد و انبارهای موجود در منطقه هم فضای کافی یا امکانات لازم برای پذیرش این تجهیزات صنعتی را ندارند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: فقط در برخی مناطق مانند ملکان، برای تولید «گلدن کشمش» از بارگاههای مخصوص و گوگرد استفاده میشود، اما برای کشمش سلطانی که مبنای تولید در ملایر است، نبود زیرساختهای صنعتی و لجستیکی مانع بزرگی در مسیر ارتقای کیفیت و بهرهوری کشاورزان بهشمار میرود.
با این حال، بسیار نگرانکننده است که در شهری با این حجم از تولید، کشاورزان همچنان با مشکلاتی مانند خرد بودن اراضی، استفاده از روشهای سنتی و ابتدایی مانند پهن کردن محصول روی خاک، سموم تقلبی و نبود حمایتهای واقعی روبهرو باشند.
اگر امروز نگاه جامع و ساختاری به وضعیت باغداران و بهرهبرداران ملایر وجود نداشته باشد و حمایتها از کمکهای مقطعی به سمت توسعه زیرساختی و صنعتی حرکت نکند، این خطر وجود دارد که در آیندهای نهچندان دور، «شهر جهانی انگور» فقط در نام و گذشته باقی بماند.
توجه به باغداران ملایر تنها یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه به معنای حفظ یک هویت فرهنگی و جغرافیایی و نیز صیانت از یکی از منابع درآمد ارزی کشور است.