نَفَس انسان به حیات تالاب گره خورده است
سپهرغرب، گروه زیستبوم: ریزگردها نفس مردمانی را که در حاشیه آن زندگی میکنند، بند آورده و آنها را راهی بیمارستانها میکند. در حاشیه تالابها میزان ابتلا به بیماریهای تنفسی رو به افزایش بوده و راه حل ساده این بحران، رساندن آب به لبهای تشنه تالابهاست.
تالابها که روزگاری تنوع زیستی بالایی داشتند، امروز به فرورفتگیهایی خشک و دردسرساز تبدیل شدهاند. سالها پیش تنوع زیستی تالابها زبانزد بود، اما امروزه با حذف آب از این پهنهها، اثری از این تنوع زیستی نمیتوان یافت. بهتبع تغییر شرایط، مردم محلی دیگر قادر نیستند از آبزیان تالابها و مزایای بیشمار آن استفاده کنند و بهجای آنهمه نعمت، بستر خشک تالاب به کانونی برای تولید ریزگردها تبدیل شده است. ریزگردها نفس مردمانی را که در حاشیه آن زندگی میکنند، بند آورده و آنها را راهی بیمارستانها میکند. در حاشیه تالابها میزان ابتلا به بیماریهای تنفسی رو به افزایش بوده و راه حل ساده این بحران، رساندن آب به لبهای تشنه تالابهاست.
تالابها با نقش بینظیری که در زندگی بشر دارند، در کانون توجه مجامع جهانی هستند. دوم فوریه هرسال (مصادف با چهاردهم بهمنماه) روز جهانی تالاب نامیده شده است تا بهخاطر بیاوریم که چه خدمات ارزشمندی از تالابها دریافت میکنیم.
مدیر طرح حفاظت از تالابهای سازمان حفاظت محیطزیست میگوید: امسال روز جهانی تالابها با شعار «تالابها برای کاهش خطرپذیری بحرانهای طبیعی» گرامی داشته خواهند شد.
ابوالفضل آبشت میافزاید: تالابها نقش مؤثری در کاهش بلایای طبیعی دارند، بحرانهای طبیعی در کره زمین دارای منشأ ژئومورفولوژیک و اقلیمیاند، بحرانهای اقلیمی شامل سیل و خشکسالی بوده که در سالهای اخیر میزان وقوع آنها دوبرابر شده است.
وی اضافه میکند: کارشناسان محیطزیست بر این باورند که تخریب محیطزیست عامل تشدید وقوع بحرانهای اقلیمی و کوتاهتر شدن دوره بازگشت آن شده است؛ یعنی اگر پدیده خشکسالی هر 10 سال یکبار رخ میداد، در دهههای اخیر هر پنج سال یکبار شاهد آن هستیم و شدت این پدیده هم افزایش یافته است.
به گفته مدیر طرح حفاظت از تالابها، این اکوسیستم آبی مانند یک اسفنج عمل میکند که در سالهای مرطوب آب را در خود نگه داشته و در سالهای خشک، این آب را بهتدریج رها میکند؛ وقتی تالابها خشک میشوند، سیل رخ میدهد، یعنی با خشک شدن تالابها کارکردهای طبیعی آن نیز از دست میرود.
آبشت با بیان اینکه 35 تالاب ایران دارای اهمیت بینالمللی هستند، میگوید: این 35 تالاب در قالب 24 عنوان در فهرست کنوانسیون رامسر ثبت شدهاند، زیرا برخی از آنها نظیر آلاگل، آلماگل، آجیگل و یا سه تالاب هامون که بهصورت مجموعه تالابیاند، تحت یک عنوان در کنوانسیون رامسر به ثبت رسیدهاند.
وی میافزاید: مدیریت منابع آب در بخش شرب، صنعت و کشاورزی یک حوضه آبریز خوب نیست، به همین دلیل تالابهای کشور دچار بحران شدهاند.
آبشت بیان میکند: در سالهای اخیر با افزایش جمعیت و بهبود سطح زندگی مردم، برداشتهای ما از منابع آب افزایش یافته و متأسفانه بیشتر از ظرفیت حوضه آبریز آب برداشت کردهایم.
وی ادامه میدهد: هرقدر به سالهای جدید نزدیکتر میشویم، وضعیت مدیریت منابع آب وخیمتر میشود. بهنحوی که اگر روند برداشت نامناسب از 50 سال پیش شروع شده باشد، بهتدریج در یکی دو دهه اخیر این وضعیت شدت یافته است؛ بنابراین شاهد هستیم که در این دو دهه شدت بحرانهای زیستمحیطی هم خیلی بیشتر شده، به همین دلیل در روز جهانی تالاب امسال بر نقش تالابها در حل بحرانهای زیستمحیطی تأکید شده است.
بستر خشک تالاب، کانون ریزگردها
افزایش شدت وقوع سیل فقط بلای ناشی از خشک شدن تالابها نیست، به گفته معاون آبخیزداری امور مراتع و بیابان سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری بستر خشک تالابها در بسیاری از مناطق کشور عامل وقوع پدیده ریزگرد شده است.
پرویز گرشاسبی بیان میکند: سدسازیهای مختلف روی رودخانههای زهره، کارون و غیره با هدف کشاورزی، سیلابهای طبیعی منطقه را مهار کرده و تالابها را خشکانده است. بستر خشک تالابها با ذرات بسیار ریزی که دارند، زمینه وقوع پدیده ریزگرد را در کشور تشدید کرده است؛ تالابهای خشکی که حاصل مدیریت غلط انسان بر سر زمین بوده، این روزها بلای جان مردم شده است. کافی است بدانیم که در ایران بیش از 270 تا 280 تالاب دائمی و فصلی وجود دارد که حال اغلب آنها بهخاطر بیتوجهی به اصول گردش طبیعی آب، خوب نیست.
وی میافزاید: این تالابها با دستان خودمان به کانون بلا برای جامعه محلی تبدیل شدهاند.
خشک شدن تالابها، معضلی جهانی
ریزگردها در ایران یکی از بلایای با منشأ اقلیمیاند که جوامع محلی حاشیه تالابها را درگیر میکند. راه حل سادهای هم توسط معاون آبخیزداری سازمان جنگلها برای حل این معضل پیشنهاد میشود؛ به رسمیت شناختن حقآبه طبیعی تالابها تا حدی که بستر تالاب مرطوب نگه داشته شود، راه حل کمهزینهای که متولیان سازمان جنگلها برای حل این معضل زیستمحیطی ارائه میکنند.
معاون دفتر برنامهریزی کلان آب و آبفای وزارت نیرو درباره این راهکار میگوید: تا حد امکان وزارت نیرو حقآبه تالابها را رهاسازی میکند. امسال آب پشت سدهای کرخه، زایندهرود و برخی سدهای حوضه آبریز ارومیه را برای تأمین نیازهای آبی تالابهای هورالعظیم، گاوخونی و دریاچه ارومیه رهاسازی کردهایم.
هدایت فهمی بیان میکند: عدد دقیقی از میزان آب رهاشده این سدها نمیتوانم ارائه دهم، زیرا باید در طول یک سال آبی اندازهگیری حجم آب رهاسازیشده انجام شده و منحنیهای مرتبط با آن رسم شود و سپس میزان آبی که از آخرین ایستگاه اندازهگیری ما (که در مجاورت تالاب واقع شده) محاسبه شده، آمار ارائه شود.
به گفته فهمی تالابهای ایران به دو دسته تقسیم میشوند؛ تالابهایی مثل هامون و جازموریان که عمق آنها کم بوده و حدود نیم متر است و از منابع آب زیرزمینی تغذیه میشوند و بخش دیگری از تالابها که حقآبه خود را از منابع آب سطحی دریافت میکنند.
وی ادامه میدهد: برای نجات این دو دسته تالاب باید برداشت آب از منابع زیرزمینی و سطحی کنترل شود، اما متأسفانه میزان برداشتها در پاییندست سدها به حدی زیاد است که وقتی حقآبه تالاب توسط وزارت نیرو از پشت سد رهاسازی میشود، عملاً هیچ آبی به تالاب نمیرسد.
معاون دفتر برنامهریزی کلان آب و آبفا تأکید میکند: برای نجات تالابها و جلوگیری از برداشت بیرویه، نمیتوانیم در همهجا پلیس مستقر کنیم، بلکه مردم باید حفظ تالاب را در راستای حفظ منافع ملی جزء اولویتهای خود بدانند.
وی نیز مانند مسئولان سازمان جنگلها، تأمین حقآبه تالابها را مطمئنترین و پایدارترین راه برای مقابله با ریزگردها میداند؛ زیرا استفاده از مالچهای نفتی و نانو بهدلیل هزینههای بالا و نیاز به تجدیدشوندگی نمیتوانند ریزگردهای ناشی از بستر تالابها را بهخوبی مهار کنند.
فهمی البته روند خشک شدن تالابها را پدیدهای جهانی دانسته و میگوید: تغییر اقلیم اثر منفی زیادی بر تالابهای واقع در مناطق جغرافیایی بین 20 تا 40 درجه شمالی و جنوبی کره زمین داشته است؛ در این عرضهای جغرافیایی بیشترین بیابانهای جهان وجود دارند و این سرزمینها خشکتر از سایر نواحی کره زمین هستند. به همین دلیل تالابهای آنها از پدیده تغییر اقلیم، بیشتر از سایر نواحی متأثر شده و درواقع تأثیر منفی گرفتهاند.