گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:16355

پروژه احیای یوز یا نابودی زیستگاه؟

پروژه احیای یوز یا نابودی زیستگاه؟

سپهرغرب، گروه زیست‌بوم: یک فعال محیط‌زیست با اشاره به اینکه کارشناسان حیات وحش تکثیر در اسارت را تا 97 درصد منجر به شکست می‌دانند، گفت: با زنده‌گیری دو یوز باقی‌مانده در یزد، مهم‌ترین مانع برای موافقت با فعالیت معدن (D19) در دره‌ انجیر حذف می‌شود.

فرزاد علیزاده در یادداشتی نوشته است: از چندماه پیش که زمزمه‌هایی مبنی بر انتقال چهار خرس به دهکده طبیعت باراجین قزوین به‌صورت امانی منتشر شد، این نگرانی به‌وجود آمد که مدیران سازمان محیط‌زیست چه خوابی برای مجموعه کلینیک تخصصی حیات وحش پارک پردیسان دیده‌اند.

وقتی خبر قطع همکاری دامپزشک پارک پردیسان که البته عملکرد وی هم در مواردی مورد انتقاد فعالان حقوق حیوانات بود، منتشر شد، فهمیدیم خبر جدی است.

اکنون اسنادی منتشر شده است که نشان می‌دهد حیوانات این مرکز به‌صورت گروهی به باغ وحش و باغ پرندگان منتقل شده‌اند که در این میان نام مراکزی همچون باغ وحش ارومیه، باغ پرندگان لویزان و باغ وحش ارم به چشم می‌خورد.

حال آن ‌که اساساً مدیران مربوطه در سازمان حفاظت از محیط‌زیست بر چه اساس و توجیهی با وجود مرکزی همانند کلینیک تخصصی حیات وحش پارک پردیسان که وظیفه‌اش تیمار، درمان و رهاسازی حیات وحش بوده، مجوز انتقال حیوانات را به این مراکز که خودشان متهم به نقض آشکار حقوق حیوانات و شرایط بد نگهداری هستند، صادر کرده است؟

این حیوانات اگر بیمار هستند که باید درمان شده و پس از طی دوران نقاهت در طبیعت رهاسازی شوند، اما متأسفانه به نظر می‌رسد تصمیم‌گیرندگان در این خصوص با توجیه و وعده اینکه قرار است آنجا تبدیل به یک مرکز فوق تخصصی‌ شود، حیوانات را به این مراکز منتقل کرده‌اند.

اگرچه در مجوزهای صادرشده عبارت امانی ذکر شده است، اما مشخص نیست که این حیوانات تا چه زمانی قرار است امانت داده شوند و درصورت آسیب دیدن و یا تلف شدن این گونه‌های بی‌نظیر که در میان آن‌ها از گربه جنگلی، لاک‌پشت زمهریر و بالابان بگیر تا کرکس مصری، انواع مار و هوبره و البته پلنگ به چشم می‌خورد، چه کسی پاسخگو خواهد بود.

هرچند اجرای انتقال حیوانات به مراکزی خارج از پردیسان مسبوق به سابقه بوده است؛ در یکی از مجوزهای انتقال کروکدیلی در سال 97 به فردی که صاحب یک فروشگاه لاکچری فروش خزندگان بوده، موضوع امانی بودن حیوان ذکر شده است که البته از سرنوشت کروکدیل مربوطه هم خبری در دست نیست.

هنوز عصبانیت فعالان حیات وحش و حقوق حیوانات از خبر کشته شدن دو قطعه شیر دریایی در کنار آلفا، دلفین دلفیناریوم برج میلاد، بلندترین دلفیناروم جهان که در خواب غفلت و عدم نظارت سازمان حفاظت از محیط‌زیست اتفاق افتاد، فروکش نکرده است و عاملان این حادثه تلخ مشخص و مجازات نشده‌اند، حال چگونه سازمان قرار است بر نگهداری حیوانات امانی نظارت کند؟

چرا مدیران اسناد مبنی بر احداث مرکز فوق تخصصی را منتشر نمی‌کنند؟ اگر این خبر صحت دارد، چه نیازی به جابه‌جایی و انتقال حیوانات است؟ مگر نمی‌شود با حضور آن‌ها مرکز را ارتقا داد؟ مگر در مورد ملک کلنگی صحبت می‌کنیم که قرار است بکوبند و از نو بسازند؟

برخی شنیده‌ها حاکی از این است که حلقه مفقودشده تمامی این ماجراها به پروژه جدید تکثیر در اسارت یوز ایرانی باز‌می‌گردد، طرحی که قرار است با صرف هزینه‌‌ بسیار اجرا شود و البته شکست آن از همین ابتدا به گفته متخصصین امر اظهر من الشمس است.

سال 92 که سایت تکثیر یوز در اسارت با صرف هزینه‌‌ چندصدمیلیونی در پارک پردیسان کلید خورد (سایتی با قفس‌های بزرگ و کوچک، دیواره امنیتی دوجداره و دوربین‌های متعدد نظارتی)، قرار بود طرح توله‌کشی از یوز در اسارت توسط دو یوز به نام‌های کوشکی و دلبر که از طبیعت جدا شده بودند، در سایت مربوطه به اجرا دربیاید؛ طرحی که اکنون بعد از گذشت 6 سال با شکست کامل مواجه شده است.

این هزینه گزاف درحالی انجام شد که امکان حفاظت از یوز ایرانی در کشور هم ازنظر منابع انسانی و هم ازنظر تمهیداتی مانند سامان‌دهی منابع آبی، احیای طعمه‌های طبیعی، خروج دام از این زیستگاه‌های حساس و زیستگاه‌های طبیعی و شناخته‌شده‌اش وجود داشت.

در سال 92 گزارشی منتشر شد مبنی بر عبور جاده از قلب منطقه حفاظت‌شده کوه بافق در استان یزد که یکی از مهم‌ترین زیستگاه‌های یوز به‌شمار می‌رود. این عمل نمونه‌ای است از بی‌توجهی به زیستگاه یوزها، به‌ویژه آنکه این جاده مسیر جایگزین نیز داشت.

نکته در‌خور تأمل این است که بنا به آمار موجود، سالانه ده‌ها قلاده یوز در تصادفات جاده‌ای تلف شده‌ و قربانی می‌شوند. این آمار نشان می‌دهد که تا چه اندازه عبور جاده از قلب زیستگاه‌های یوز می‌تواند زندگی آخرین بازمانده‌های این ‌گونه زیبای حیات وحش را با خطر جدی مواجه کند. علی‌الخصوص با توجه به این نکته مهم که حذف هر یوز برابر است با حذف درصد قابل ملاحظه‌ای از جمعیت جهانی باقی‌مانده یوزها در ایران که ازنظر حفظ تنوع ژنی برای بقای این گونه مهم، ارزش فوق‌العاده بالا و حیاتی دارد.

چندسال پیش نیز در پی اکتشاف در معدن آنومالی D19 واقع در پناهگاه حیات وحش دره انجیر که یکی از معدود زیستگاه‌های یوز در سطح شور است، نگرانی فعالان محیط‌زیست افزایش یافت. آن زمان با توجه به اینکه احداث چنین معدنی می‌توانست تهدیدی برای نسل یوز به‌شمار رود، مسئولان محیط‌زیست در برابر صدور مجوز برای معدن‌کاوی در این زیستگاه مقاومت کردند؛ اما دیری نپایید که این رویکرد با روی کار آمدن عیسی کلانتری تغییر و سرانجام معاونت محیط‌زیست طبیعی سازمان حفاظت از محیط‌زیست در شهریورماه 96 موافقت مشروط خود را با معدن‌کاوی در پناهگاه حیات وحش دره انجیر اعلام کرد.

حال شنیده‌ها حاکی از این است که با زنده‌گیری دو یوز دره انجیر که ادعا می‌شود تنها یوزهای باقی‌مانده در یزد هستند، مهم‌ترین مانع برای موافقت با فعالیت معدن (D19) در دره انجیر حذف و یکی از اصلی‌ترین زیستگاه‌های ارزشمند یوز در ایران برای همیشه نابود می‌شود.

با وجود آنکه هنوز هیچ گزارش شفافی از عملکرد مدیران پروژه قبلی منتشر نشده، گفته می‌شود مقرر شده یوزهای اسیرشده به مرکز مشابهی نظیر سایت پُرهزینه پردیسان که قرار است در منطقه حفاظت‌شده توران ساخته شود، انتقال پیدا کنند و بازهم سرمایه‌های این مردم تحت عنوان طرح تکثیر یوز در اسارت که از همین ابتدا شکست خورده است، حیف‌ومیل شود. تمامی کارشناسان حیات وحش دنیا تکثیر در اسارت را 97 درصد شکست‌خورده قلمداد می‌کنند.

به نظر می‌رسد وقت آن رسیده است تا نهادهای نظارتی همچون سازمان بازرسی کل کشور در موضوع ورود کرده و به تخلفات احتمالی رسیدگی کنند.

ارسال نظر

سوال: پایتخت ژاپن؟ Tokyo

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار