گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:17131

ابتلای ریه‌های همدان به سرطان ساخت و ساز

ابتلای ریه‌های همدان به سرطان ساخت و ساز

سپهرغرب، گروه زیست‌بوم - عباس سریشی: از دیدگاه کارشناسان و صاحب نظران آنچه که در ارتباط با فضای سبز شهری(اعم ازعرصه‌های طبیعی و فضاهای دست ساز) از اهمیت ویژه برخوردار است، میزان فضای سبز عمومی است یعنی فضای سبزی که رفت و آمد عموم مردم در آن‌ها بدون مانع باشد یا به تعبیر دیگر فضای سبز اجتماعی که مردم بتوانند با فراغ بال از آن استفاده کنند.

البته در کشور ما تعیین این موضوع ( سطح و سرانه کاربری فضای سبز) عمدتاً براساس استانداردهای مورد استفاده در کشورهای دیگر بوده و این نیز در حالی است که براساس مطالعات و بررسی‌های صورت گرفته سرانه متعارف و قابل قبول فضاهای سبز شهری در شهرهای ایران و البته در خوش‌بینانه‌ترین حالت بین 7 تا 12 مترمربع برای هر نفر است که در مقایسه با شاخص تعیین‌شده از سوی محیط زیست سازمان ملل متحد (20 تا 25 مترمربع برای هر نفر)، رقم نسبتا کمتری است.

ضمن اینکه در شهر‌های مختلف نیز این رقم با توجه به ویژگی‌های متفاوت جغرافیایی و اقلیمی آن‌ها با اختلافاتی نیز همراه است که میزان آن هم عموما کمتر از حد اعلام شده در داخل کشور برآورد می‌شود.

همچنین جدا از بحث سرانه فضای سبز، موضوعات دیگری نیز همچون مکان‌یابی، سلسله مراتب و دسترسی نظارت اجتماعی و امنیت فضاهای سبز نیز در این میان وجود دارد که باید از منظر امکان بهره‌برداری دیداری مناسب و در خور شأن از جلوه‌های زیبای فضاهای سبز برای ساکنین شهرها و گردشگران به آنها توجه کرد.

در واقع اهمیت و نقش فضای سبز در حیات، پایداری، تاثیرات فیزیکی و طبیعی آن‌ها در سیستم شهری آنقدر با اهمیت تلقی می‌شود که به اعتقاد صاحب‌نظران پیش از هرنوع برنامه‌ریزی برای توسعه شهر، باید معیارها و استانداردهای توسعه فضای سبز معین و مشخص شود. بدین معنا که توجه به توسعه و ایجاد فضای سبز وسیع نه تنها مهم‌تر از همه برنامه‌ریزی‌های شهری است بلکه با توجه به شرایط امروزه، ساکنان شهرها بیش از هر زمان دیگر خواهان فضاهای سبز وسیع به منظور برقراری موازنه اکولوژیک درمقابل محیط‌های ساخته‌شده هستند.

زیرا از منظر روانی مشاهده توده‌ای درختان با شاخ و برگ طبیعی در مقایسه با اشکال مختلف ساختمان‌ها لذت بیشتری داشته و در حالت کلی، منظره ساختمان‌ها به همراه درختان، زیباتر از تک تک اجزاء تشکیل‌دهنده آن بوده و تاثیرات فیزیولوژیکی درختان در محیط‌های شهری بسیار حائز اهمیت می‌باشد.

در عین حال درختان در سلامتی و آسایش ساکنان شهرها نیز سهم بسیار بسزایی دارند، زیرا اکسیژن تولید می‌کنند، آب را به چرخه طبیعت باز می‌گردانند، کیفیت خاک را بهبود می‌بخشند و قابلیت جذب مقادیر زیادی گرد و غبار از اتمسفر را دارند. گو اینکه برخی گونه‌های درختی، به خصوص سوزنی برگان و درختان همیشه سبز نیز قادرند تا گرد و غبار و سایر آلودگی‌های موجود در هوا را بر روی سطح برگ خود جذب کنند. شستشوی این مواد در اثر بارندگی موجب افزایش حاصلخیزی خاک در درازمدت می‌شود.

همدان شهری که بدون باغ می‌شود....!

باغ‌ها درهمدان رو به نابودی می‌روند دلیل آن هم بسیار ساده است زیرا ارزش زمین در شهر ما روز به روز در حال افزایش است و طبیعتا هرمالکی را به طمع می‌اندازد که به جای نگهداری از چند اصله درخت میوه، در زمین خود، برج بسازد و با قیمت‌هایی که سر به فلک می‌کشد، به مردم بفروشد. اینکه وقتی میتوان با تغییر کاربری یک باغ بجای سالی چند میلیون هزینه برای استحصال چند جعبه میوه تا چند صد میلیون و حتی چند میلیارد ت سود خالص داشت پس چرا که نه....!!

البته برای درک این مدعا نیز فقط کافی است تا با فراخوان اینترنتی نقشه شهر همدان از بالا ضمن نگاهی سطحی به آن در خصوص مقایسه باقیمانده باغها در مقابل گستره فضای مسکونی شهر به عمق فاجعه پی ببرید.فاجعه ای که ظاهرا هنوز برخی آنرا باورندارند وحتی مدعی هستند که سرانه فضای شهری همدان به نسبت جمعیت و شهرهای دیگر بسیار خوب و قابل قبول است اما....!

شایدبهترین دلیل این انکار‌ها این است که برخلاف عایدی چاق و چله قابل شمارش حاصل از صدور مجوز تغییر کاربری و تخریب باغات در حسابهای شخصی و دولتی وابسته به خود را بهتر درک میکنند اما چون موضوعات زیست محیطی به دلیل جنبه کیفی خود قابل تبدیل به عدد و ریال نیستندلذا طبیعی است که معمولا به چشم سیاستگذاران و مدیران شهری در نمی‌آیند،

البته داستان تغییر کاربری و یا به اصطلاح دوستان رسانه و محیط زیست باغ کُشی در همدان چیز تازه ای نیست و تقریبااز دهها سال قبل هم البته بصورت کمرنگ و کم محسوس وجود داشته اما حالا با افزایش قیمت نجومی زمین دیگر رسما طمع خیلی‌ها را برانگیخته و خلاصه اینکه باغها ی همدان به سرعت در حال تغییر و تبدیل شدن به،ساختمان،ویلا، سالن و رستوران، سفره خانه و آپارتمانهای چند طبقه هستند

وصد البته دست‌های زیادی هم ( چه دولتی چه نفوذی و شخصی و با رانت و رابطه)آشکار و پنهان در این موضوع دیده میشود در حالی که همان مسئولان ومدیران صادرکننده و مجوز و تسهیل گر این رویه نیز عموما با قیافه‌هایی حق بجانب و دلسوزانه در روزهای خاص مثل درختکاری و طبیعت تصریح میکنند که فرصت‌ برای حفاظت و احیای باغات همیشگی نیست و شهر به سرعت در حال بلعیدن باغهاست

البته برخی مسئولان با فرار رو به جلو و جدا از بحث دورزدن قانون توسط مالکان عرصه‌های باغی اما با انکار دخالت مدیریت شهری در این امر تخریب باغات همدان را عمدتا مربوط به عوامل دیگری به جز مجوز ساخت و ساز دانسته و مدعی هستند علت تخریب باغات مناطق مشجر همدان عموما متاثر از کم آبی، پراکنده بودن باغات، رها شدن برخی از این باغات توسط مالکین، عدم رسیدگی منظم و مرتب از سوی مالکین بوده است که منجر به خشک شدن تعداد زیادی از درختان این گونه باغات شده و مدیریت شهری اساسا هیچ نقشی در تخریب این گونه باغات نداشته است.

گو اینکه برخی مطلعین و منتقدین نیز براساس برخی شواهد و در پاسخ به این ادعاها تصریح میکنند که تنگناهای مالی که مدیریت شهری ما با آن دست به گریبان شده تداوم راه نابودی باغات را رقم زده است.

به هر حال و ماسوای چرایی صدور اینگونه مجوزها و یا این بحث که مقصر و یا مقصران اصلی بروز این وضعیت چه کسانی هستند؟ اما بی‌شک موضوع اصلی اینجاست که متاسفانه امروزه و درشهر همدان که روزی به‌نام شهر اطلسی‌ها مشهور بوده دیگر اثر چندانی از آن باغات زیبا و ارزشمند و حیاط‌های مشجر، نیست و درختان جای خود را به مناظر بتنی، سنگی و شیشه‌ای داده‌اند،

اینکه وضعیت به حالتی در آمده که حتی آمار متفاوتی هم که از تخریب باغات در چندین دهه توسعه بِتُن و سیمان‌محور نقل می‌شود هم شاید چندان مهم نیست زیرا برخی اهل معنا این تخریب را تنها با فاجعه‌ای چون زلزله مقایسه می‌کنند که ظرفیت تاب‌آوری شهرمان را در برابر تغییرات اقلیمی کاهش داده و باعث شد که فضای سبز و اراضی مشجر کمتری برای شهر باقی بماند به زبان ساده‌تر اراضی که تاپیش از این موجب زیبایی و تامین مطلوبیت سکونت در همدان بودند اکنون فدای ساخت سکونتگاه شده و از بین رفته‌اند.

واقع امر اینجاست که با توجه به وضعیت رو به رشد تخریب باغات و عرصه‌های مشجر در همدان ما در مقطع بسیار حساسی برای تصمیم‌گیری درباره آینده شهر همدان از حیث حفاظت میراث مشترک طبیعی قرار گرفته‌ایم زیرا باغات و اراضی مشجر آن صرفا میراثی برای حاضران و آیندگان نیستند بلکه به لحاظ خدمات اکوسیستمی که به شهر عرضه می‌کنند، جزء عناصر زیرساختی آن نیز محسوب می‌شوند.

این بدان معناست که لزوم حفاظت از باغ‌ها و اراضی کشاورزی در شهرها و جلوگیری از تخریب آن‌ها به عنوان نمونه‌ای از تقدم منافع عمومی بر منافع خصوصی، مبتنی بر اصل 40 قانون اساسی قابل استنتاج است.در عین حال کارشناسان معتقدند که اراضی مشجر و باغات موجود شهر همدان (اعم از پیوسته و ناپیوسته)، به عنوان آخرین بازماندگان باغ‌های این منطقه از دامنه و دشت‌های کوه‌هستان الوند، بخشی از میراث طبیعی شهر ماست که باید به‌عنوان زیرساخت طبیعی و تاریخی تثبیت و حفاظت شوند تا لااقل بخش کوچکی از آن نیز به آیندگان برسند.

     سکوت؛ قتلگاه درختان همدان....

هوای پاک همدان به رغم وجود استعداد آلودگی در این شهر تا پیش از این مرهون وجود باغ‌های آن بود در حالی که امروزه این وضعیت بسیار شکننده شده و حتی به زعم برخی کارشناسان ودر آینده نه چندان دور با مشکلات جدی و به احتمال قریب به یقین بیشتر وغیر قابل حلی هم در این رابطه رو به رو خواهیم شد کما اینکه در سال جاری نیز شاهد افزایش روزهایی بودیم که هوای شهر ناسالم تشخیص داده شد صرفا به دلیل آنکه ریه‌های شهر در حال از بین رفتن است.

البته بروز وضع کنونی باغ‌ها و حیاط‌های مشجر را در مجموع شهر همدان به خاطر سه موضوع اصلی باید دانست نخست خلاءهای قانونی و مدیریتی سپس پراکندگی مراجع تصمیم‌گیری مدیریتی و در نهایت سوءاستفاده ویژه‌خواران در نتیجه تعرض به قانون و شاید سوء استفاده از قدرت و نفوذ غیر موجه در تغییر و تبدیل کاربری باغات و فضاهای عمومی.

گو اینکه در این میان نیز نباید از اقدامات برخی مالکان درقالب خشکاندن باغ‌ها و قطع درختان. که بعضاً متوجه تلاش برای تغییر کاربری می‌شود هم غافل بود و البته این همه نیز در حالی است که در تغییر کاربری‌های زمین و به ویژه فضای سبز و باغ‌ها، باید ضمن رعایت قوانین مربوطه و مصالح و منافع عمومی در ابتدا به حکم قانون موافقت شورای شهر اخذ شود و اینکه اقدام مستقل هر ارگان و نهاد و سازمان با تغییر کاربری بدون موافقت شورای شهر نه فقط تخلف بوده بلکه حتی قابل پیگیری نیز هست اما....!

اینکه حالا اگر هر از چند گاهی سری به برخی مناطق مشجر و باغات شهر همدان زده و در مقام مقایسه با چند سال قبل آنها برآئید قطعا متوجه منظور حرف نویسنده می‌شوید و البته فرقی هم نمی‌کند این منطقه گنجنامه باشد یا عباس آباد و یا حیدره و دره مرادبیگ و یا ورکانه و شمس‌آباد و سنگستان و... زیرا تقریبا در همه این مناطق به وضوح و آشکاری تمام می‌شود داستان قطع درختان و تخریب و تغییر و کاهش فضاهای سبز و متعاقبا دیوار کشی و پِی کنی و گودبرداری ودر راستای تبدیل شدن آن‌ها را به ساختمان و ویلا و... را دید که بدبختانه تقریبا همه آن‌ها دارای مجوزهای قانونی برای این کار هستند.

حالا اینکه اگر گاهی هم از سر اضطرار و ناچاری و برای بسته شدن دهان مردم حکم تخریبی هم صادر شده و دیواری خراب می‌شود نیز دیگر چندان باعث امیدواری نیست چرا که علی القاعده و مدتی بعد با یک بهانه دیگر کار ساخت و ساز شروع شده و ساختمان دیگری را علم می‌کنند و به قیمت خون پدرشان به متقاضیان می‌فروشند.

موضوع اینجاست که ظاهرا وقتی اراده‌ای برای تغییر کاربری صورت گرفته و متعاقبا کلنگ بر زمین می‌خورد و یا بیل مکانیکی‌ها بدون نگرانی و در روز روشن شروع به کندن زمین و گودبرداری می‌کنند دیگر حرفی برای گفتن باقی نمی‌ماند الا اینکه فقط حسرت بخوریم و سعی کنیم با چند عکس یادگاری یاد و خاطره درختان و باغ‌هارا به خاطر بسپاریم.

اینکه وقتی دوستی عنوان می‌کرد در این موضوع پول دوای هر دردی است هم شاید پر بیراه نگفته چرا که وقتی با دو دو تا چهارتای مالکان و بساز بفروش‌ها پرداخت جریمه‌های چند میلیونی در قبال درآمد‌های چند میلیاری رقمی نیست که بخواهند از آن بترسند پس دیگر چه جای نگرانی فلذا با خیال راحت اگر تخریب کردند جریمه‌اش را می‌دهند اضافه بر متراژ ساختند جریمه می‌دهند. درخت را قطع کردند جریمه می‌دهند و خلاصه اینکه وقتی از قِبل این روند مسئولان برگ جریمه صادر می‌کنند مالکان و بساز بفروش‌ها بدون نگرانی و دغدغه و به راحتی پرداخت می‌کنند دیگر چه جای نگرانی در واقع این همان بازی بُرد بُردی است که اکنون به مانند طاعون به جان باغات و حیاط‌های مشجر شهر افتاده و ظاهرا نیز هیچ کس ( چه زا سر منفعت و چه مصلحت ) حاضر نیست برای مقابله با آن وارد گود شده و دستمال درد سر بر سر بی درد خود ببنند.

     قوانین ضعیف و پر مَفر....

و اما ظاهرا بر طبق آیین‌نامه‌های موجود و به منظور حفظ و گسترش فضای سبز و جلوگیری از قطع بی‌رویه درختان، قطع هر نوع درخت و یا نابود کردن آن به هر طریق در معابر، میادین، بزرگراه‌ها، پارک‌ها، بوستان‌ها، باغات و نیز محل‌هایی که به تشخیص شورای اسلامی شهر، باغ شناخته شوند، در محدوده و حریم شهرها بدون اجازه شهرداری و رعایت ضوابط مربوط ممنوع است.

فلذا براین اساس کسانی که به عرصه‌های منابع طبیعی تجاوز و آن را تخریب می‌کنند، مجرم‌هستند. حال چه این تخریب به‌صورت تخریب و آتش زدن جنگل‌ها، شخم و شیار و کشت زراعت دیم یا برای بوته‌کنی یا چرای بدون مجوز یا چرای بدون مجوز و صدمه شدید به پوشش گیاهی باشد و چه به قصد پی‌کنی، دیوارکشی وساخت‌و‌ساز و.... جامع سخن اینکه تخریب با هر قصدی که انجام شود، نتیجه آن در هر صورت، از بین بردن مراتع ارزشمند مملکت است و قانون باید به جرم و مرتکبین آن رسیدگی کند.

البته نظام کیفری ما به گونه‌ای است که قانون در بیشتر موارد، مجازات‌ نقدی را به مجازات‌های حبس و مجازات‌های سنگین ترجیح می‌دهد فلذا به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران شاید همین سبک بودن مجازاتهاست که باعث می‌شود عده‌ای به صِرف توان پرداخت جرائم نقدی کماکان به فعالیتهای تخریبگرانه خود دست بزنند.

در عین حال نوع تفسیر قانون نیز به گونه‌ای است که همیشه مالکان حداکثر نفع خود را می‌بینند و نه تعریف جامع قانون را که این موضوع نیز باید بصورت ویژه در دستور کار مجریان قانون قرار گرفته و اجازه داده نشود که هر کس با تفسیر به رای قانون آنرا انگونه که دوست دارد اجرا کند نه انگونه که باید. موضوعی که هم در نوع ساخت سازها و هم کیفیت صدور مجوز ساخت به شکلی رخ نمون می‌شود که بیشترین صدمه را به عرصه‌ها میزند در حالی که عمده مالکان با سفسطه و مغلطه‌های خاص و البته وجهه ظاهرا درست قانونی در حال ساخت و سازها بیش از حدر متعارف بوده و یا با استفاده از خلاء‌های قانونی و راههای فرار به آن اقدام میکنند. موضوعی که نمونه‌های آن‌را در افزایش میزان زیر بنا به نسبت مجوز می‌توان دید.

ارسال نظر

سوال: سه ضربدر سه؟ 9

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار