سیل بزرگ 50 سال پیش، آبخیزداری ایران را کلید زد
سپهرغرب، گروه کشاورزی: مسئول آبخیزداری جهاد سازندگی گفت: آبخیزداری علم مدیریت منابع است. امروز تلقی دنیا از آبخیزداری علم مدیریت منابع موجود در یک حوزه آبخیز بوده، رکن اساسی آن هم ترویج و مشارکت مردمی است؛ کلنگری، آیندهنگری و ژرفنگری سه پیام اصلی علم آبخیزداری هستند.
سابقه آبخیزداری در کشور به بیش از 50 سال پیش برمیگردد و تحولات و ادوار مختلفی را به خود دیده است. از افرادی که از آغاز تاکنون در جریان مسائل آبخیزداری ایران بوده، عرصه علم و عمل را تجربه کرده و تجارب مدیریتی و اجرایی فراوانی در این زمینه دارد، محمدحسین غروی است. وی که از نسل اول فارغالتحصیلان آبخیزداری در کشور بوده، دارای مسئولیتهای اجرایی متعدد بوده است؛ ازجمله این مسئولیتها میتوان به مشاور معاونت آبخیزداری وزارت جهاد سازندگی، مدیرکل هماهنگی و مطالعات آبخیزداری وزارت جهاد سازندگی و مشاور معاون محیط طبیعی سازمان محیطزیست اشاره کرد. با وی درباره ماهیت، تاریخچه آبخیزداری در ایران و دنیا، نقش جهاد سازندگی در رشد آبخیزداری و همچنین راهکارهای توسعه آبخیزداری در کشور به گفتوگو نشستیم. به اعتقاد غروی «قانون» و «تشکیلات قوی» دو رکن اساسی توسعه آبخیزداری در کشور محسوب میشوند؛ وی با تأکید بر مشارکت مردمی در آبخیزداری، معتقد است باید قانون آبخیزداری و حفاظت از آبوخاک در کشور تدوین شود.
آقای غروی، شما از نخستین نسلهای فارغالتحصیلان آبخیزداری در کشور هستید، بفرمایید چطور و چگونه با آبخیزداری آشنا شدید.
بنده سال 1349 شمسی از دانشکده جنگلداری دانشگاه تهران فارغالتحصیل شدم، در همان سال پروژههای مشترک بین دانشکده جنگلداری دانشگاه تهران و دفتر حفاظت خاک سازمان جنگلها درحال اجرا بود؛ بنده هم اعلام آمادگی کردم در این پروژه که در اول جاده شهرستانک بود، همکاری داشته باشم و این شروع فعالیتهای آبخیزداری بنده بود. البته آن موقع بهجای آبخیزداری اصطلاح «اصلاح آبخیز» بهکار برده میشد؛ دوره سربازی هم برای کار آبخیزداری به زنجان رفتیم، ما درواقع از فارغالتحصیلان نسل اول آبخیزداری کشور هستیم. از اساتید آن موقع نیز میتوان به دکتر نخجوانی، دکتر مخدوم و دکتر احمدی اشاره کرد.
بنده سال 1354 برای تحصیل در دوره فوقلیسانس آبخیزداری به آمریکا رفتم. البته بعد برگشت از آمریکا، رشته مدیریت هم خواندم و خواندن مدیریت روی تفکر ما در آبخیزداری خیلی تأثیر گذاشت، چون متوجه شدم عناصر یک حوزه آبخیز بهصورت سیستمی باهم در ارتباط هستند. البته بعدها به این نتیجه رسیدم که عناصر طبیعت هرکدام اکوسیستم خاص خودشان را دارند و مجموعه اکوسیستمها باهم در ارتباط و تعامل هستند؛ مثلاً اکوسیستم انسانی، اکوسیستم جنگل، اکوسیستم مرتع، اکوسیستم خاک و غیره.
به تحصیل در آمریکا اشاره کردید، آبخیزداری در آمریکا چطور آغاز شد و بنیانگذاران آبخیزداری در آمریکا چه کسانی هستند؟
آبخیزداری در آمریکا با حفاظت خاک توسط پروفسور بنت پایهگذاری شد. پروفسور بنت از سال 1910 میلادی حفاظت خاک را تبلیغ میکرد و معتقد بود باید خاک حفاظت شود. اما در اوایل کسی اهمیت نمیداد و کنگره آمریکا به این موضوعات اهتمامی نداشت، حدود سالهای 1928 و 1929 میلادی طوفان شدیدی در بخشی از آمریکا اتفاق افتاد که فرسایش بادی شدیدی را ایجاد کرد و اراضی زراعی را تحت تأثیر قرار داد. این اتفاق باعث شد موضع پروفسور بنت و همکارش، شدیدتر شود و موفق شدند کنگره را متقاعد کنند که روی مسائل خاک سرمایهگذاری شود و این تلاشها باعث شد کنگره آمریکا، سازمان حفاظت خاک را تأسیس کند و برای حفاظت از خاک قوانین و مقررات مشخصی تدوین شد.
طی مدت کوتاهی نیروهای پروفسور بنت در کل آمریکا به 10 هزار نفر رسیدند. توجه آمریکا به سیل مربوط به دهه چهل میلادی است؛ آمریکا در دهه 30 میلادی دچار بحران اقتصادی شدید بود و با آمدن روزولت، اوضاع مناسب شد. به بحث حفاظت خاک و سیل توجه زیادی کردند و به پیشرفتهای خیلی خوبی هم دست یافتند، همچنین کتابهای زیادی در زمینه دستورالعملهای آبخیزداری و حفاظت خاک نوشته شد.
در سال 1950 میلادی سیل سهمگینی ایالت متحده را درنوردید و دولت نیز تلاش کرد که از پاییندست، سیلاب را مهار کند. در همان سالها متوجه شدند که نمیتوان فقط از پاییندست حوزه آبخیز سیل را مهار کرد، از این رو سراغ حوزه آبخیز بالادست رفتند و قوانین و مقرراتی برای کنترل سیل در بالادست وضع کردند. سازمان حفاظت خاک حدود 10 سال پیش به سازمان حفاظت از منابع طبیعی تغییر نام داد، علاوهبر آمریکا در بعضی کشورهای دیگر مثل استرالیا هم کارهای بسیار خوبی در زمینه حفاظت خاک و آبخیزداری انجام شده است.
آبخیزداری در ایران چطور شکل گرفت؟
آبخیزداری در ایران قبل از انقلاب، با کارهای حفاظت خاک و تثبیت شن از دهه 40 آغاز شد. البته در حدود دهه 30 و 40 شمسی کارشناسانی از فائو به ایران آمدند و عکسهایی از مناطق سیلگیر ایران گرفتند، حدود سالهای 1348 و 1349 سیلاب خیلی شدیدی اتفاق افتاد و سد لتیان را که تازه ساخته شده بود، تحت تأثیر قرار داد؛ چراکه گلولای و رسوب بسیاری وارد این سد شد و از این رو مسئولین به فکر افتادند تا با این پدیده مقابله کنند. به همین دلیل اعتباراتی به سازمان جنگلها و مراتع اختصاص داده شد تا از ورود رسوبات به سد لتیان جلوگیری شود، درواقع قبل از انقلاب، آبخیزداری همان سدداری بود؛ یعنی کنترل و جلوگیری از ورود رسوبات به سدها.
البته اکنون هم این تفکر قدیمی که آبخیزداری را مساوی با حفاظت خاک میدانند، وجود دارد؛ درحالی که آبخیزداری خیلی فراتر از حفاظت آب یا خاک بوده، آبخیزداری علم مدیریت است، علم مدیریت منابع. امروز تلقی دنیا از آبخیزداری تحت عنوان علم مدیریت منابع موجود در یک حوزه آبخیز است که رکن اساسی آن ترویج و مشارکت مردمی بوده، کلنگری، آیندهنگری و ژرفنگری سه پیام اصلی علم آبخیزداری است.
به نظر شما علت موفقیتهای کشورهای توسعهیافته در زمینه آبخیزداری و حفاظت خاک چه چیزی بوده است؟
مهمترین علت موفقیت این کشورها تشکیلات قوی و تدوین قوانین و مقررات منسجم بوده، به نظر بنده مهمترین عامل برای رشد آبخیزداری در ایران تدوین قوانین و مقررات در این زمینه است. مبنای تشکیلات باید قانون باشد تا بتوان جلوی فرسایش را گرفت، ما نیازمند قانون تخصصی آبخیزداری و حفاظت خاک و آب در کشور هستیم.
شما در دهه 70 مدتی در وزارت جهاد سازندگی بودید، به چه علت وارد جهاد شدید؟
بله درست است؛ بنده تا قبل از سال 1370 در سازمان جنگلها بودم. در آنجا به آبخیزداری توجه نمیکردند و بیشتر رویکردشان جنگل و حفاظت از جنگل بود و درک صحیحی از آبخیزداری وجود نداشت و ما هم خیلی تأکید داشتیم باید آبخیزداری مستقل شود تا بتواند وظایف و مسئولیتهای خود را بهخوبی انجام دهد؛ چون اعتقاد داشتیم جنگل بخشی از حوزه آبخیز است و باید آبخیزداری روی جنگلها اعمال مدیریت داشته باشد و نه بهعکس که سازمان جنگلها نیز بهشدت با این نظر مخالف بود، درواقع مافیای جنگل اجازه فعالیت را به ما نمیدادند. در جلسات مختلف این را بازگو میکردیم که باید آبخیزداری از جنگل جدا شود، در این صورت بود که ما میتوانستیم علاوهبر جنگلها و مراتع، روی اراضی زراعی نیز عمل آبخیزداری انجام دهیم. متأسفانه مافیای جنگل، اجازه عملیات آبخیزداری جنگلها و مراتع را به ما نمیدادند و اراضی زراعی نیز در حیطه اختیارات ما بهلحاظ قانونی نبود، زیرا که بهلحاظ قانونی ما فقط میتوانستیم روی اراضی ملی و دولتی آبخیزداری و حفاظت خاک داشته باشیم. آنوقت هم تأکید داشتیم آبخیزداری باید روی اراضی زراعی انجام شود، اما حرف ما شنیده نمیشد. البته اکنون هم باید عملیات آبخیزداری روی اراضی زراعی انجام شود و این نیاز به قانون دارد. اینکه باید آبخیزداری از سازمان جنگلها مستقل شود، از سال 1356 که از آمریکا برگشتم، بدان اعتقاد داشتم؛ اما هرقدر میگفتیم، ثمری نداشت.
به همین خاطر دوستان جهاد بهخصوص آقای حیدریان چون نظرات بنده را در جلسات شنیده بود، پیشنهاد داد تا به وزارت جهاد سازندگی بروم. آن سالها تازه معاونت آبخیزداری وزارت جهاد تشکیل شده و آقای عبداللهی عهدهدار معاونت آبخیزداری بود که انسانی سالم و سلیمالنفس هستند. بنده سال 1370 به وزارت جهاد سازندگی رفتم و با کمک همکاران تشکیلات آبخیزداری را سازماندهی و راهاندازی کردیم؛ در آنجا چهار دفتر یا اداره کل ایجاد کردیم: دفتر سیل، دفتر زمینلغزش، دفتر حفاظت خاک، دفتر هماهنگی و برنامهریزی. در سال 1375 تا 1377 مسئولیت دفتر هماهنگی و برنامهریزی معاونت آبخیزداری را بهعهده داشتم.
بعد هم به سازمان محیطزیست رفتم و مشاور معاون محیط طبیعی سازمان محیطزیست شدم و سال 79 به جهاد سازندگی برگشتم. در وزارت جهاد فعالیتهای متنوعی انجام دادیم و همین فعالیتها باعث شد سازمان بازرسی کل کشور از ما بخواهد قانونی برای آبخیزداری بنویسیم که سه چهار روز در جواهرده با همکاران جمع شدیم، در آنجا نه برق داشتیم، نه آب و نه گاز. بالاخره آن قانون را نوشتیم، اما به دلایلی این قانون برای تصویب در مجلس ارسال نشد و در معاونت ماند و با انحلال معاونت آبخیزداری، این قانون نیز پیگیری نشد.
اوج فعالیتهای آبخیزداری دهه 70 است؛ چه فعالیتها و کارهایی در وزارت جهاد سازندگی انجام دادید و چه ابتکاراتی داشتید که فعالیتهای آبخیزداری در آن سالها اینقدر جلوه داشت؟
کارهای مختلف و متعددی انجام شد، از مهمترین کارها سازماندهی و ساختن تشکیلات آبخیزداری و تشکیل چهار دفتر و اداره کل بود. ما توانستیم حدود دو هزار نیرو جذب کنیم و در سراسر ایران کار آبخیزداری انجام بدهیم، اقدام دیگر توجه به مشارکتهای مردمی بود، بنده اواخر سال 1360 با بحث مشارکت مردمی آشنا شدم؛ نحوه آشناییام با لزوم مشارکت مردمی زمانی بود که تجربه موفقی از مشارکت مردمی در یکی از روستاهای اراک مشاهده کردم، بعد از مشاهده این تجربه موفق به فکر افتادم چطور میتوانیم مشارکت مردمی را گسترش دهیم؟ از این رو در همایشی که برگزار کردیم، از کسانی که تجربیات موفقی در زمینه حفاظت خاک و آبخیزداری در کل کشور داشتند، دعوت کردیم تا بهعنوان سخنران در همایش حضور یابند. سه نفر از آبخیزداران محلی موفق از اراک و شمال در روز همایش به ایراد سخنرانی پرداختند و حاضران در همایش که از مسئولین و اساتید بودند، از این افراد سؤال میکردند و ایشان جواب میدادند؛ خیلی جلسه خوبی بود، اما به دلایلی ادامه پیدا نکرد. در این همایش آیتالله معرفت نیز سخنرانی داشتند، متن آن همایش و سخنرانیها پیادهسازی و در قالب کتاب چاپ شد.
فعالیت شاخص دیگری که انجام شد، تدوین اطلس مناطق سیلخیز ایران بود. تا قبل از سال 1330 اطلاعات مناطق سیلخیز ایران را داشتیم، زیرا یکی از اساتید انگلیسی کتابی با همین عنوان نوشته بود. سال 1330 شمسی به بعد هم لازم بود اطلاعات مناطق سیلخیز استخراج شود، به همین خاطر آرشیو دو روزنامه کیهان و اطلاعات را بررسی کردیم و هر مطلبی را که مربوط به نقاط سیلخیز در کل استانهای ایران بود، استخراج کردیم و کتاب اطلس مناطق سیلخیز ایران نوشته شد. ما این اطلس را بهصورت رنگی چاپ کردیم و به همراه کاربرگهای مخصوص اطلاعات سیل به همه استانهای کشور فرستادیم، از استانها خواستیم تا مواقع سیل، این کاربرگها را تکمیل و اطلاعات سیل را به تهران ارسال کنند تا این اطلس تکمیل شود.
البته این را هم بگویم اطلاعاتی که در زمینه سیل داریم، بسیار زیاد است و چند هزار گزارش، سند و کتاب در این زمینه داریم و این مطالعات بهخوبی میتواند جلوی خیلی از سیلابهای خطرناک را بگیرد، اما به این مطالعات توجه نمیشود و میخواهیم همهچیز را از صفر شروع کنیم. یکی از بزرگترین ایرادات همین است که این کتابها و مطالعات استفاده نمیشود و وقتی که میخواهند برنامهریزی کنند، خودشان برنامه مینویسند و به مطالعات قبلی توجهی ندارند.
یکی از کارهای دیگری که توسط جهاد انجام شد، توجه به آبخیزداری شهری و انجام فعالیتها و پروژههای مرتبط با آن در شهرها بود، درواقع آبخیزداری شهری با جهاد سازندگی شروع شد. برای اینکه از وقوع سیل در شهرها جلوگیری شود و مردم بهلحاظ جانی و مالی متحمل خسارات شدید نشوند، جهاد سازندگی تصمیم گرفت در حوزههای بالادست شهرها، عملیات فیزیکی و بیولوژیکی آبخیزداری انجام دهد، در برخی از شهرها هم انجام شد، مثلاً مطالعات طرح پلکانی شدن منطقه دربند تهران برای جلوگیری از سیل توسط جهاد سازندگی انجام و اجرا شد و یا اینکه در شهرها بعضی مواقع دو یا سه سرشاخه سیل به هم میرسیدند که این باعث سیل خطرناک میشد که با عملیات آبخیزداری در زمان رسیدن این سرشاخهها تأخیر ایجاد شد و این تأخیر زمانی از شدت سیل کاست.
کار بعدی دیگر که توسط جهاد سازندگی برای مقابله با سیلاب در شمال کشور انجام شد، ایجاد سدهای رسوبگیر یا آشغالگیر بود که این سدها باعث میشد شاخههای درخت، آشغال و رسوب سیلاب گرفته تا سیل در سطح شهر پخش نشود و جلوی خسارات جانی و مالی گرفته شد، همه این کارها توسط جهاد سازندگی انجام گرفت.
برای رشد و توسعه آبخیزداری در کشور چه کارهایی باید انجام شود؟
همانطور که مکرر اشاره شد، راهکار اصلی برای رشد آبخیزداری در کشور، تدوین قانون و مقررات شفاف و منسجم است. از مهمترین کارهای دیگری که باید انجام شود، توجه به مشارکت مردمی در آبخیزداری بوده، یکی از کارهایی که باید انجام شود، استفاده از مردم برای انجام طرحهای آبخیزداری است. همان دهه 70 به مسئولین میگفتم که نصف اعتبارات آبخیزداری را به تعاونیهای روستایی آبخیزداری بدهید تا خودشان آبخیزداری کنند، اما متأسفانه زیر بار این حرف نرفتند.
البته این را باید گفت در آبخیزداری نسبت به دستگاههای دیگر خیلی کار انجام شده و بهخصوص در استانها زحمات بسیار زیادی کشیده میشود که جای تقدیر دارد، اما نسبت به کارهایی که باید انجام شود، فاصله زیادی وجود دارد. بعضی از عملیات آبخیزداری برای بخشی از مناطق بسیار مفید است و دولت و شهرداری باید نسبت به این مسئله عنایت بیشتری داشته باشند؛ مثلاً سدهای رسوبگیر یا آشغالگیر برای استانهای شمالی کشور میتوانند بسیار مفید و مثمر ثمر باشند.
یکی از کارهای دیگری که باید بشود، احیا و اصلاح پوشش گیاهی است. یکی از ایرادات بزرگ از بین رفتن پوشش گیاهی در کشور بوده، عامل اصلی حفاظت خاک و آب، پوشش گیاهی است. الآن آمار مراتع تخریبشده کشور از 40 میلیون هکتار به 56 میلیون هکتار رسیده است که باید برای آن فکر اساسی صورت پذیرد و عملیات اصلاح انجام شود؛ همچنین جنگلها نیز نسبت به گذشته تقلیل قابل توجهی داشته است که باید مسئولین چاره اساسی برای درختکاری و جنگلکاری و استقرار پوشش گیاهی در مناطقی که تخریب شده، داشته باشند.