پژوهشگر حوزه اقتصاد، کسبوکار و کارآفرینی:
مدرک دانشگاهی تضمینکننده اشتغال نیست
کارفرما به دنبال مهارت است، نه فقط مدرک
یک پژوهشگر حوزه اقتصاد، کسبوکار و کارآفرینی، با بیان اینکه مدرک دانشگاهی بهتنهایی تضمینکننده اشتغال نیست، مطرح کرد: کارفرما بیش از مدرک به مهارت تخصصی، توانایی حل مسئله، تجربه عملی و میزان ارزشآفرینی نیروی کار توجه دارد.
کار در استان همدان در شرایطی با شمار قابلتوجهی از جوانان تحصیلکرده مواجه است که همزمان بسیاری از کارفرمایان از دشواری یافتن نیروی متخصص سخن میگویند؛ تناقضی که نشان میدهد مسئله اشتغال فارغالتحصیلان تنها نبود شغل نیست و باید ریشه آن را در فاصله میان آموزش دانشگاهی، مهارتهای عملی، تجربه کاری، سطح دستمزد، انتظارات جوانان و ظرفیت اقتصادی استان جستوجو کرد.
به گفته استاندار همدان، حدود 50 هزار فارغالتحصیل بیکار در استان وجود دارد؛ آماری که بار دیگر مسئله ورود جوانان تحصیلکرده به بازار کار را به یکی از دغدغههای جدی اشتغال تبدیل کرده است. از سوی دیگر، در بسیاری از حوزهها کارفرمایان از کمبود نیروی ماهر و دشواری جذب نیرویی سخن میگویند که هم دانش تخصصی داشته باشد و هم بتواند از همان ابتدای ورود، بخشی از نیاز واقعی مجموعه را پاسخ دهد.
اما چرا میان فارغالتحصیل بیکار و کارفرمای نیازمند نیروی متخصص چنین فاصلهای ایجاد شده است؟ آیا مشکل از رشتههای دانشگاهی است، از نبود مهارتهای کاربردی، تجربه نداشتن جوانان، دستمزدها یا ساختار اقتصادی استان؟
برای یافتن پاسخ این پرسش، با چند جوان فارغالتحصیل اعم از دختر و پسر، با سطوح تحصیلی مختلف (کارشناسی ارشد و دکتری) و رشتههای گوناگون ازجمله روانشناسی، مهندسی صنایع و مهندسی عمران، و همچنین محمود رحیمی طیب؛ رئیس انجمن صنفی کارفرمایان استان همدان و در ادامه با یک پژوهشگر حوزه اقتصاد، کسبوکار و کارآفرینی به گفتوگو پرداختهایم.
** مدرک هست، اما شغل تخصصی نیست
تجربه فارغالتحصیلان همدانی از بازار کار نشان میدهد که داشتن مدرک دانشگاهی لزوماً به معنای دسترسی به شغل تخصصی نیست. نبود فرصتهای شغلی مرتبط، درخواست سابقه کار، فاصله میان آموزش دانشگاهی و مهارتهای مورد نیاز بازار و همچنین پایین بودن دستمزدها از مهمترین موانعی است که مسیر ورود جوانان تحصیلکرده به بازار کار را دشوار کرده است.
در این میان، برخی فارغالتحصیلان پس از ماهها جست وجو و حتی تجربه کارآموزی، در نهایت به مشاغل غیرمرتبط روی میآورند؛ چراکه فرصتهای تخصصی موجود محدود است و در برخی موارد، شرایط مالی شغل نیز با هزینههای زندگی همخوانی ندارد.
یکی از فارغالتحصیلان جوان در رشته روانشناسی و گرایش بالینی، با وجود آنکه از همان سالهای پایانی تحصیل برای یافتن شغل مرتبط اقدام کرده و حتی سابقه کارآموزی نیز داشته است، میگوید بسیاری از مراکز مشاوره یا نیروی دارای سابقه میخواستند یا پیشنهاد مالی آنها به اندازهای پایین بود که ادامه کار برایش صرفه اقتصادی نداشت.
او امروز در یک شغل اداری غیرمرتبط فعالیت میکند؛ بنابراین اگرچه از نظر آماری شاغل محسوب میشود، اما تحصیلات و تخصص دانشگاهیاش در شغل فعلی مورد استفاده قرار نمیگیرد.
روایت یک فارغالتحصیل مهندسی صنایع نیز از زاویه دیگری همین مسئله را نشان میدهد. انتظار او پس از پایان دانشگاه، ورود به کارخانه و فعالیت در حوزه تولید بود، اما بیشتر فرصتهای شغلی مرتبط، علاوه بر مدرک دانشگاهی، دو تا سه سال سابقه کار و مهارتهایی مانند کار با نرمافزارهای تخصصی، کنترل کیفیت و تولید را مطالبه میکردند.
این درحالی است که کسب تجربه برای یک فارغالتحصیل تازهکار آسان نیست؛ کارآموزیها نیز در بسیاری از موارد یا بدون دستمزد مناسب هستند یا فرصت یادگیری واقعی را فراهم نمیکنند. نتیجه، ورود بخشی از جوانان به مشاغل غیرمرتبط است؛ مسیری که در صورت نبود فرصت مناسب، حتی میتواند آنها را به فکر مهاجرت از همدان برای یافتن شغل تخصصی بیندازد.
** شکاف بین مدرک و نیاز بازار
در همین راستا و برای بررسی این شکاف از زاویه دیگر، با یکی از کارفرمایان به گفتوگو پرداختهایم تا ببینیم چرا با وجود شمار بالای فارغالتحصیلان بیکار، بخش خصوصی همچنان از کمبود نیروی کار و بهویژه نیروی متخصص سخن میگوید.
تجربه این کارفرما از بازار کار نشان میدهد که بین مدرک دانشگاهی و نیاز واقعی محیط کار فاصلهای وجود دارد؛ فاصلهای که تنها با داشتن تحصیلات دانشگاهی پر نمیشود.
از نگاه این کارفرما، نیروی مورد نیاز مجموعه باید علاوه بر تحصیلات مرتبط، مهارت عملی، تجربه، علاقه به کار و توانایی انجام وظایف محوله را داشته باشد.
در این بین، سابقه کار به یکی از معیارهای مهم جذب نیرو تبدیل شده؛ معیاری که البته یک چرخه دشوار نیز ایجاد میکند. فارغالتحصیل برای کسب تجربه به نخستین فرصت شغلی نیاز دارد و کارفرما برای کاهش ریسک استخدام، نیروی باتجربه میخواهد.
از سوی دیگر و از زاویه نگاه این کارفرما بخشی از جوانان تمایل بیشتری به مشاغل اداری و پشتمیزنشینی یا استخدام دولتی دارند و مشاغل بخش خصوصی و تولیدی، بهویژه در شرایطی که سطح دستمزد با هزینههای زندگی همخوانی ندارد، برایشان جذابیت کمتری دارد.
این مسئله در طرف کارفرما نیز هزینه ایجاد میکند؛ زیرا آموزش یک نیروی تازهکار برای مجموعه نوعی سرمایهگذاری است و اگر نیروی آموزشدیده پس از مدتی مجموعه را ترک کند، انگیزه کارفرما برای پذیرش و آموزش نیروهای جدید کاهش مییابد. در نتیجه، بیاعتمادی میان دو طرف بیشتر شده و فاصله میان نیروی جویای کار و کارفرما عمیقتر میشود.
البته مسئله تنها به نیروی کار بازنمیگردد. ضعف ارتباط میان دانشگاه، مراکز مهارتی و محیط واقعی تولید و خدمات نیز باعث شده در برخی رشتهها شمار فارغالتحصیلان از ظرفیت جذب بازار بیشتر باشد، در حالی که در برخی تخصصهای موردنیاز، کارفرما همچنان با کمبود نیروی ماهر مواجه است.
** شکاف بین مدرک و مهارت
در ادامه پژوهشگر حوزه اقتصاد، کسبوکار و کارآفرینی با اشاره به نقش انتظارات کارفرما در فرآیند جذب نیروی انسانی اظهار کرد: از نگاه کارفرما، نیروی جدید باید بتواند برای مجموعه ارزش اقتصادی ایجاد کند و بخشی از این ارزش نیز در قالب حقوق و مزایا به نیروی کار پرداخت میشود.
حسن سالک افزود: زمانی که کارفرما احساس کند هزینه جذب یک نیروی جدید، ازجمله حقوق، آموزش، احتمال خطا و ریسکهای محیط کار، بیشتر از ارزش اقتصادی ایجادشده توسط نیروی انسانی است، طبیعتاً تمایل کمتری به استخدام خواهد داشت؛ از همین رو بسیاری از کارفرمایان به دنبال نیرویی هستند که علاوه بر تحصیلات مرتبط، مهارت و توانایی عملی نیز داشته باشد.
وی با بیان اینکه مدرک دانشگاهی بهتنهایی تضمینکننده اشتغال نیست، گفت: ممکن است فردی با معدل متوسط اما دارای چند سال تجربه فعالیت در پروژههای واقعی، برای یک شرکت ارزش بیشتری نسبت به فردی با معدل بالا و بدون تجربه عملی ایجاد کند.
** توانایی حل مسئله؛ حلقه مفقوده آموزش دانشگاهی
وی یکی از مهمترین تفاوتهای میان آموزش دانشگاهی و نیاز بازار کار را در توانایی حل مسئله دانست و تصریح کرد: پرسش اصلی این است که آیا دانشگاه توانسته دانشجو را برای حل مسائل واقعی محیط کار آماده کند یا خیر؟
این پژوهشگر ادامه داد: کارفرما هنگام جذب نیرو تنها به مدرک یا معدل توجه نمیکند، بلکه درباره تجربه واقعی فرد، پروژههایی که انجام داده، میزان تسلط او بر نرمافزارها و ابزارهای تخصصی، توانایی کار گروهی، ارتباط با مدیر و مشتری و همچنین میزان ارزشی که میتواند برای مجموعه ایجاد کند، سؤال میکند.
سالک با اشاره به فاصله میان دانشگاه و بازار کار بیان کرد: دانشگاه بیشتر وظیفه آموزش علمی و تخصصی را برعهده دارد، در حالی که بازار به نیروی ماهر و آماده کار نیازمند است و دانشجو باید بتواند این فاصله را با کسب تجربه و مهارت پر کند.
** پنج انتظار اصلی کارفرمایان از فارغالتحصیلان
وی پنج ویژگی را از مهمترین انتظارات کارفرمایان از فارغالتحصیلان برشمرد و گفت: داشتن مهارت تخصصی قابل استفاده در محیط واقعی کار است؛ توانایی حل مسئله، مهارت ارتباطی، مسئولیتپذیری و یادگیری مستمر.
این پژوهشگر توضیح داد: مهارت ارتباطی تنها به خوب صحبت کردن محدود نمیشود، بلکه تهیه گزارش، ارتباط با مدیر و مشتری، مدیریت تعارض، حضور مؤثر در جلسات، نوشتن پیام و ایمیل حرفهای و توانایی کار تیمی را نیز شامل میشود.
سالک مسئولیتپذیری را نیز یکی از معیارهای مهم کارفرما دانست و افزود: فرد باید کاری را که پذیرفته در زمان مقرر انجام دهد و اگر توانایی انجام آن را ندارد، پیش از موعد موضوع را با کارفرما در میان بگذارد.
وی با تأکید بر ضرورت یادگیری مستمر گفت: دریافت مدرک دانشگاهی پایان مسیر یادگیری نیست و بهویژه در حوزههایی مانند فناوری اطلاعات، افرادی که مهارتهای خود را بهروز نکنند، بهسرعت از بازار کار عقب میمانند.
** حقوق پایین؛ معادلهای که کارفرما و نیروی کار را درگیر کرده است
وی پایین بودن دستمزد را نیز یکی از مشکلات بازار کار دانست و اظهار کرد: برخی نیروها بهدلیل پایین بودن حقوق، مدت کوتاهی پس از استخدام شغل خود را ترک میکنند و از سوی دیگر، مواردی نیز وجود دارد که کارفرما پرداخت حقوق را با تأخیر انجام میدهد.
این پژوهشگر ادامه داد: با این حال، دستمزد باید متناسب با ارزش اقتصادی ایجادشده از سوی نیروی کار باشد؛ چراکه در بخش تولید، حقوق و مزایا بخشی از هزینه تمامشده محصول محسوب میشود و افزایش بیش از اندازه هزینه نیروی انسانی میتواند بر توان اقتصادی مجموعه اثر بگذارد.
سالک افزود: نیروی تازهوارد که هنوز به آموزش و تجربه نیاز دارد، معمولاً نمیتواند از ابتدا انتظار دستمزد بالا داشته باشد و افزایش حقوق باید متناسب با افزایش مهارت، تجربه و میزان ارزشآفرینی فرد اتفاق بیفتد.
** کارآموزی؛ حلقه مفقوده ورود به بازار کار
وی با تأکید بر ضرورت ورود دانشجویان به بازار کار پیش از فارغالتحصیلی گفت: دانشجویان نباید ورود به بازار کار را تا پایان تحصیل به تأخیر بیندازند و کارآموزی میتواند فرصتی برای آشنایی آنان با محیط واقعی کار و کسب تجربه باشد.
وی تأکید کرد: کارآموزی نباید صرفاً به حضور فیزیکی در یک مجموعه محدود شود، بلکه باید پروژهمحور باشد و فرد در پایان آن، خروجی مشخصی داشته باشد.
این پژوهشگر همچنین ارتباط میان دانشگاه، دانشجو و کارفرما را در این زمینه ضروری دانست و گفت: دانشگاه باید آموزش تخصصی را ارائه کند، دانشجو برای افزایش مهارت و ساختن سرمایه انسانی خود تلاش کند و کارفرما نیز زمینه کسب تجربه عملی را فراهم آورد.
** همدان محدودیت دارد، اما بیظرفیت نیست
سالک با اشاره به محدودتر بودن بازار کار همدان نسبت به تهران و شهرهای صنعتی بزرگ اظهار کرد: تعداد شرکتهای بزرگ صنعتی و فناوری در همدان کمتر است و به همین دلیل ممکن است برخی فارغالتحصیلان برای یافتن فرصت تخصصی به شهرهای دیگر مهاجرت کنند.
وی افزود: با این حال، مهاجرت را نباید نخستین راهحل دانست. همدان در حوزههایی مانند گردشگری، تولید و صنایع وابسته، کشاورزی، خدمات، تجارت، سلامت و آموزش، فناوری اطلاعات، صنایع غذایی و کسبوکارهای محلی ظرفیتهای مختلفی دارد.
این پژوهشگر ادامه داد: فارغالتحصیلان نیز باید نگاه خود را به عناوین شغلی تغییر دهند؛ برای مثال، فردی که مدیریت خوانده نباید صرفاً منتظر موقعیت شغلیِ «مدیریت» باشد، بلکه میتواند در حوزههایی مانند فروش، منابع انسانی، بازاریابی، توسعه کسبوکار، ارتباط با مشتری، خرید و پشتیبانی عملیاتی فعالیت کند.
** دورکاری و هوش مصنوعی
سالک توسعه دورکاری و مشاغل پروژهای را یکی از فرصتهای جدید بازار کار دانست و گفت: محدودیتهای جغرافیایی برای برخی مشاغل تا حد زیادی کاهش یافته و برای نمونه، یک برنامهنویس ساکن همدان میتواند برای شرکتی در تهران کار کند یا یک طراح و فعال حوزه بازاریابی دیجیتال خدمات خود را به خارج از استان ارائه دهد.
وی همچنین هوش مصنوعی را بیش از آنکه تهدید بداند، یک فرصت برای نیروی کار قلمداد کرد و افزود: ممکن است بخشی از وظایفِ شغلی با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی انجام شود، اما افرادی که نحوه بهرهگیری از این فناوری را در حوزه تخصصی خود بیاموزند، موقعیت بهتری در بازار کار خواهند داشت.
*دانشگاه؛ پیونددهنده دانشجو و بازار کار
این پژوهشگر یکی از راهکارهای کاهش فاصله دانشگاه و بازار کار را پروژهمحور شدن بخشی از آموزش دانشگاهی دانست و گفت: ارتباط استادان با صنعت و فراهم شدن دستکم یک تجربه واقعی کار برای هر دانشجو پیش از فارغالتحصیلی ضروری است.
سالک همچنین بر ضرورت ارائه اطلاعات بازار کار به دانشجویان تأکید کرد و افزود: دانشجو باید بداند در رشته خود چه مشاغلی وجود دارد، چه مهارتهایی مورد نیاز است، چه شرکتهایی نیرو جذب میکنند و کدام مهارتها در حال رشد یا اشباعاند.
وی تصریح کرد: دانشگاه نباید دانشجو را چهار سال از فضای اقتصاد و کسبوکار جدا نگه دارد و پس از فارغالتحصیلی ناگهان او را وارد بازار کار کند.
** انتظار برای استخدام
وی با تأکید بر اینکه دانشجو نباید صرفاً منتظر استخدام بماند، اظهار کرد: فرد باید از دوران تحصیل به دنبال خروجی واقعی باشد؛ برای مثال، دانشجوی برنامهنویسی پروژه انجام دهد، دانشجوی مدیریت یک کسبوکار را تحلیل کند، دانشجوی حسابداری با نرمافزارهای واقعی کار کند و دانشجوی بازاریابی برای یک کسبوکار محلی کمپین طراحی کند.
وی افزود: رزومه نیز باید به جای فهرستی از دروس دانشگاهی، شامل پروژهها و خروجیهای واقعی باشد؛ برای مثال، به جای «آشنایی با پایتون»، فرد پروژه تحلیل دادهای را که انجام داده است، همراه با کد و گزارش ارائه کند.
این پژوهشگر شبکهسازی را نیز در ورود به بخش خصوصی مؤثر دانست، اما تأکید کرد که ارتباطات نمیتواند جایگزین مهارت شود و فرد برای ماندگاری در یک مجموعه باید توانایی و ارزشآفرینی خود را اثبات کند.
** اشتغال نامرتبط؛ راهکار موقت است نه مقصد نهایی
سالک درباره فارغالتحصیلانی که بهدلیل نبود شغل تخصصی به مشاغل غیرمرتبط روی میآورند، گفت: اگر در مقطع فعلی شغل تخصصی وجود ندارد، فرد میتواند بهطور موقت در یک شغل دیگر فعالیت کند، اما نباید تخصص خود را کنار بگذارد و باید همزمان به افزایش مهارت و جستوجوی شغل مرتبط ادامه دهد.
وی یادگیری زبان انگلیسی را نیز بهویژه برای فارغالتحصیلان حوزه فناوری و رایانه یک مزیت رقابتی دانست و اظهار کرد: بخش قابل توجهی از منابع، ابزارها، دورهها و اطلاعات تخصصی به زبان انگلیسی ارائه میشود و توانایی استفاده از این منابع میتواند فرصتهای شغلی فرد را افزایش دهد.
این پژوهشگر همچنین ادامه تحصیل را زمانی مفید دانست که به افزایش تخصص یا دستیابی به موقعیت شغلی بهتر منجر شود، نه اینکه صرفاً راهی برای به تعویق انداختن ورود به بازار کار باشد.
سالک در پایان تأکید کرد: نباید انتظار داشت فرد از همان ابتدای ورود به بازار کار، همزمان شغل کاملاً تخصصی، درآمد بالا، شرایط ایدهآل و سابقه کاری داشته باشد؛ مهم این است که فرد از یک نقطه شروع کند، تجربه و مهارت خود را افزایش دهد و همزمان برای رسیدن به موقعیت شغلی متناسب با تخصص خود تلاش کند.
کار در استان همدان در شرایطی با شمار قابلتوجهی از جوانان تحصیلکرده مواجه است که همزمان بسیاری از کارفرمایان از دشواری یافتن نیروی متخصص سخن میگویند؛ تناقضی که نشان میدهد مسئله اشتغال فارغالتحصیلان تنها نبود شغل نیست و باید ریشه آن را در فاصله میان آموزش دانشگاهی، مهارتهای عملی، تجربه کاری، سطح دستمزد، انتظارات جوانان و ظرفیت اقتصادی استان جستوجو کرد.
به گفته استاندار همدان، حدود 50 هزار فارغالتحصیل بیکار در استان وجود دارد؛ آماری که بار دیگر مسئله ورود جوانان تحصیلکرده به بازار کار را به یکی از دغدغههای جدی اشتغال تبدیل کرده است. از سوی دیگر، در بسیاری از حوزهها کارفرمایان از کمبود نیروی ماهر و دشواری جذب نیرویی سخن میگویند که هم دانش تخصصی داشته باشد و هم بتواند از همان ابتدای ورود، بخشی از نیاز واقعی مجموعه را پاسخ دهد.
اما چرا میان فارغالتحصیل بیکار و کارفرمای نیازمند نیروی متخصص چنین فاصلهای ایجاد شده است؟ آیا مشکل از رشتههای دانشگاهی است، از نبود مهارتهای کاربردی، تجربه نداشتن جوانان، دستمزدها یا ساختار اقتصادی استان؟
برای یافتن پاسخ این پرسش، با چند جوان فارغالتحصیل اعم از دختر و پسر، با سطوح تحصیلی مختلف (کارشناسی ارشد و دکتری) و رشتههای گوناگون ازجمله روانشناسی، مهندسی صنایع و مهندسی عمران، و همچنین محمود رحیمی طیب؛ رئیس انجمن صنفی کارفرمایان استان همدان و در ادامه با یک پژوهشگر حوزه اقتصاد، کسبوکار و کارآفرینی به گفتوگو پرداختهایم.
** مدرک هست، اما شغل تخصصی نیست
تجربه فارغالتحصیلان همدانی از بازار کار نشان میدهد که داشتن مدرک دانشگاهی لزوماً به معنای دسترسی به شغل تخصصی نیست. نبود فرصتهای شغلی مرتبط، درخواست سابقه کار، فاصله میان آموزش دانشگاهی و مهارتهای مورد نیاز بازار و همچنین پایین بودن دستمزدها از مهمترین موانعی است که مسیر ورود جوانان تحصیلکرده به بازار کار را دشوار کرده است.
در این میان، برخی فارغالتحصیلان پس از ماهها جست وجو و حتی تجربه کارآموزی، در نهایت به مشاغل غیرمرتبط روی میآورند؛ چراکه فرصتهای تخصصی موجود محدود است و در برخی موارد، شرایط مالی شغل نیز با هزینههای زندگی همخوانی ندارد.
یکی از فارغالتحصیلان جوان در رشته روانشناسی و گرایش بالینی، با وجود آنکه از همان سالهای پایانی تحصیل برای یافتن شغل مرتبط اقدام کرده و حتی سابقه کارآموزی نیز داشته است، میگوید بسیاری از مراکز مشاوره یا نیروی دارای سابقه میخواستند یا پیشنهاد مالی آنها به اندازهای پایین بود که ادامه کار برایش صرفه اقتصادی نداشت.
او امروز در یک شغل اداری غیرمرتبط فعالیت میکند؛ بنابراین اگرچه از نظر آماری شاغل محسوب میشود، اما تحصیلات و تخصص دانشگاهیاش در شغل فعلی مورد استفاده قرار نمیگیرد.
روایت یک فارغالتحصیل مهندسی صنایع نیز از زاویه دیگری همین مسئله را نشان میدهد. انتظار او پس از پایان دانشگاه، ورود به کارخانه و فعالیت در حوزه تولید بود، اما بیشتر فرصتهای شغلی مرتبط، علاوه بر مدرک دانشگاهی، دو تا سه سال سابقه کار و مهارتهایی مانند کار با نرمافزارهای تخصصی، کنترل کیفیت و تولید را مطالبه میکردند.
این درحالی است که کسب تجربه برای یک فارغالتحصیل تازهکار آسان نیست؛ کارآموزیها نیز در بسیاری از موارد یا بدون دستمزد مناسب هستند یا فرصت یادگیری واقعی را فراهم نمیکنند. نتیجه، ورود بخشی از جوانان به مشاغل غیرمرتبط است؛ مسیری که در صورت نبود فرصت مناسب، حتی میتواند آنها را به فکر مهاجرت از همدان برای یافتن شغل تخصصی بیندازد.
** شکاف بین مدرک و نیاز بازار
در همین راستا و برای بررسی این شکاف از زاویه دیگر، با یکی از کارفرمایان به گفتوگو پرداختهایم تا ببینیم چرا با وجود شمار بالای فارغالتحصیلان بیکار، بخش خصوصی همچنان از کمبود نیروی کار و بهویژه نیروی متخصص سخن میگوید.
تجربه این کارفرما از بازار کار نشان میدهد که بین مدرک دانشگاهی و نیاز واقعی محیط کار فاصلهای وجود دارد؛ فاصلهای که تنها با داشتن تحصیلات دانشگاهی پر نمیشود.
از نگاه این کارفرما، نیروی مورد نیاز مجموعه باید علاوه بر تحصیلات مرتبط، مهارت عملی، تجربه، علاقه به کار و توانایی انجام وظایف محوله را داشته باشد.
در این بین، سابقه کار به یکی از معیارهای مهم جذب نیرو تبدیل شده؛ معیاری که البته یک چرخه دشوار نیز ایجاد میکند. فارغالتحصیل برای کسب تجربه به نخستین فرصت شغلی نیاز دارد و کارفرما برای کاهش ریسک استخدام، نیروی باتجربه میخواهد.
از سوی دیگر و از زاویه نگاه این کارفرما بخشی از جوانان تمایل بیشتری به مشاغل اداری و پشتمیزنشینی یا استخدام دولتی دارند و مشاغل بخش خصوصی و تولیدی، بهویژه در شرایطی که سطح دستمزد با هزینههای زندگی همخوانی ندارد، برایشان جذابیت کمتری دارد.
این مسئله در طرف کارفرما نیز هزینه ایجاد میکند؛ زیرا آموزش یک نیروی تازهکار برای مجموعه نوعی سرمایهگذاری است و اگر نیروی آموزشدیده پس از مدتی مجموعه را ترک کند، انگیزه کارفرما برای پذیرش و آموزش نیروهای جدید کاهش مییابد. در نتیجه، بیاعتمادی میان دو طرف بیشتر شده و فاصله میان نیروی جویای کار و کارفرما عمیقتر میشود.
البته مسئله تنها به نیروی کار بازنمیگردد. ضعف ارتباط میان دانشگاه، مراکز مهارتی و محیط واقعی تولید و خدمات نیز باعث شده در برخی رشتهها شمار فارغالتحصیلان از ظرفیت جذب بازار بیشتر باشد، در حالی که در برخی تخصصهای موردنیاز، کارفرما همچنان با کمبود نیروی ماهر مواجه است.
** شکاف بین مدرک و مهارت
در ادامه پژوهشگر حوزه اقتصاد، کسبوکار و کارآفرینی با اشاره به نقش انتظارات کارفرما در فرآیند جذب نیروی انسانی اظهار کرد: از نگاه کارفرما، نیروی جدید باید بتواند برای مجموعه ارزش اقتصادی ایجاد کند و بخشی از این ارزش نیز در قالب حقوق و مزایا به نیروی کار پرداخت میشود.
حسن سالک افزود: زمانی که کارفرما احساس کند هزینه جذب یک نیروی جدید، ازجمله حقوق، آموزش، احتمال خطا و ریسکهای محیط کار، بیشتر از ارزش اقتصادی ایجادشده توسط نیروی انسانی است، طبیعتاً تمایل کمتری به استخدام خواهد داشت؛ از همین رو بسیاری از کارفرمایان به دنبال نیرویی هستند که علاوه بر تحصیلات مرتبط، مهارت و توانایی عملی نیز داشته باشد.
وی با بیان اینکه مدرک دانشگاهی بهتنهایی تضمینکننده اشتغال نیست، گفت: ممکن است فردی با معدل متوسط اما دارای چند سال تجربه فعالیت در پروژههای واقعی، برای یک شرکت ارزش بیشتری نسبت به فردی با معدل بالا و بدون تجربه عملی ایجاد کند.
** توانایی حل مسئله؛ حلقه مفقوده آموزش دانشگاهی
وی یکی از مهمترین تفاوتهای میان آموزش دانشگاهی و نیاز بازار کار را در توانایی حل مسئله دانست و تصریح کرد: پرسش اصلی این است که آیا دانشگاه توانسته دانشجو را برای حل مسائل واقعی محیط کار آماده کند یا خیر؟
این پژوهشگر ادامه داد: کارفرما هنگام جذب نیرو تنها به مدرک یا معدل توجه نمیکند، بلکه درباره تجربه واقعی فرد، پروژههایی که انجام داده، میزان تسلط او بر نرمافزارها و ابزارهای تخصصی، توانایی کار گروهی، ارتباط با مدیر و مشتری و همچنین میزان ارزشی که میتواند برای مجموعه ایجاد کند، سؤال میکند.
سالک با اشاره به فاصله میان دانشگاه و بازار کار بیان کرد: دانشگاه بیشتر وظیفه آموزش علمی و تخصصی را برعهده دارد، در حالی که بازار به نیروی ماهر و آماده کار نیازمند است و دانشجو باید بتواند این فاصله را با کسب تجربه و مهارت پر کند.
** پنج انتظار اصلی کارفرمایان از فارغالتحصیلان
وی پنج ویژگی را از مهمترین انتظارات کارفرمایان از فارغالتحصیلان برشمرد و گفت: داشتن مهارت تخصصی قابل استفاده در محیط واقعی کار است؛ توانایی حل مسئله، مهارت ارتباطی، مسئولیتپذیری و یادگیری مستمر.
این پژوهشگر توضیح داد: مهارت ارتباطی تنها به خوب صحبت کردن محدود نمیشود، بلکه تهیه گزارش، ارتباط با مدیر و مشتری، مدیریت تعارض، حضور مؤثر در جلسات، نوشتن پیام و ایمیل حرفهای و توانایی کار تیمی را نیز شامل میشود.
سالک مسئولیتپذیری را نیز یکی از معیارهای مهم کارفرما دانست و افزود: فرد باید کاری را که پذیرفته در زمان مقرر انجام دهد و اگر توانایی انجام آن را ندارد، پیش از موعد موضوع را با کارفرما در میان بگذارد.
وی با تأکید بر ضرورت یادگیری مستمر گفت: دریافت مدرک دانشگاهی پایان مسیر یادگیری نیست و بهویژه در حوزههایی مانند فناوری اطلاعات، افرادی که مهارتهای خود را بهروز نکنند، بهسرعت از بازار کار عقب میمانند.
** حقوق پایین؛ معادلهای که کارفرما و نیروی کار را درگیر کرده است
وی پایین بودن دستمزد را نیز یکی از مشکلات بازار کار دانست و اظهار کرد: برخی نیروها بهدلیل پایین بودن حقوق، مدت کوتاهی پس از استخدام شغل خود را ترک میکنند و از سوی دیگر، مواردی نیز وجود دارد که کارفرما پرداخت حقوق را با تأخیر انجام میدهد.
این پژوهشگر ادامه داد: با این حال، دستمزد باید متناسب با ارزش اقتصادی ایجادشده از سوی نیروی کار باشد؛ چراکه در بخش تولید، حقوق و مزایا بخشی از هزینه تمامشده محصول محسوب میشود و افزایش بیش از اندازه هزینه نیروی انسانی میتواند بر توان اقتصادی مجموعه اثر بگذارد.
سالک افزود: نیروی تازهوارد که هنوز به آموزش و تجربه نیاز دارد، معمولاً نمیتواند از ابتدا انتظار دستمزد بالا داشته باشد و افزایش حقوق باید متناسب با افزایش مهارت، تجربه و میزان ارزشآفرینی فرد اتفاق بیفتد.
** کارآموزی؛ حلقه مفقوده ورود به بازار کار
وی با تأکید بر ضرورت ورود دانشجویان به بازار کار پیش از فارغالتحصیلی گفت: دانشجویان نباید ورود به بازار کار را تا پایان تحصیل به تأخیر بیندازند و کارآموزی میتواند فرصتی برای آشنایی آنان با محیط واقعی کار و کسب تجربه باشد.
وی تأکید کرد: کارآموزی نباید صرفاً به حضور فیزیکی در یک مجموعه محدود شود، بلکه باید پروژهمحور باشد و فرد در پایان آن، خروجی مشخصی داشته باشد.
این پژوهشگر همچنین ارتباط میان دانشگاه، دانشجو و کارفرما را در این زمینه ضروری دانست و گفت: دانشگاه باید آموزش تخصصی را ارائه کند، دانشجو برای افزایش مهارت و ساختن سرمایه انسانی خود تلاش کند و کارفرما نیز زمینه کسب تجربه عملی را فراهم آورد.
** همدان محدودیت دارد، اما بیظرفیت نیست
سالک با اشاره به محدودتر بودن بازار کار همدان نسبت به تهران و شهرهای صنعتی بزرگ اظهار کرد: تعداد شرکتهای بزرگ صنعتی و فناوری در همدان کمتر است و به همین دلیل ممکن است برخی فارغالتحصیلان برای یافتن فرصت تخصصی به شهرهای دیگر مهاجرت کنند.
وی افزود: با این حال، مهاجرت را نباید نخستین راهحل دانست. همدان در حوزههایی مانند گردشگری، تولید و صنایع وابسته، کشاورزی، خدمات، تجارت، سلامت و آموزش، فناوری اطلاعات، صنایع غذایی و کسبوکارهای محلی ظرفیتهای مختلفی دارد.
این پژوهشگر ادامه داد: فارغالتحصیلان نیز باید نگاه خود را به عناوین شغلی تغییر دهند؛ برای مثال، فردی که مدیریت خوانده نباید صرفاً منتظر موقعیت شغلیِ «مدیریت» باشد، بلکه میتواند در حوزههایی مانند فروش، منابع انسانی، بازاریابی، توسعه کسبوکار، ارتباط با مشتری، خرید و پشتیبانی عملیاتی فعالیت کند.
** دورکاری و هوش مصنوعی
سالک توسعه دورکاری و مشاغل پروژهای را یکی از فرصتهای جدید بازار کار دانست و گفت: محدودیتهای جغرافیایی برای برخی مشاغل تا حد زیادی کاهش یافته و برای نمونه، یک برنامهنویس ساکن همدان میتواند برای شرکتی در تهران کار کند یا یک طراح و فعال حوزه بازاریابی دیجیتال خدمات خود را به خارج از استان ارائه دهد.
وی همچنین هوش مصنوعی را بیش از آنکه تهدید بداند، یک فرصت برای نیروی کار قلمداد کرد و افزود: ممکن است بخشی از وظایفِ شغلی با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی انجام شود، اما افرادی که نحوه بهرهگیری از این فناوری را در حوزه تخصصی خود بیاموزند، موقعیت بهتری در بازار کار خواهند داشت.
*دانشگاه؛ پیونددهنده دانشجو و بازار کار
این پژوهشگر یکی از راهکارهای کاهش فاصله دانشگاه و بازار کار را پروژهمحور شدن بخشی از آموزش دانشگاهی دانست و گفت: ارتباط استادان با صنعت و فراهم شدن دستکم یک تجربه واقعی کار برای هر دانشجو پیش از فارغالتحصیلی ضروری است.
سالک همچنین بر ضرورت ارائه اطلاعات بازار کار به دانشجویان تأکید کرد و افزود: دانشجو باید بداند در رشته خود چه مشاغلی وجود دارد، چه مهارتهایی مورد نیاز است، چه شرکتهایی نیرو جذب میکنند و کدام مهارتها در حال رشد یا اشباعاند.
وی تصریح کرد: دانشگاه نباید دانشجو را چهار سال از فضای اقتصاد و کسبوکار جدا نگه دارد و پس از فارغالتحصیلی ناگهان او را وارد بازار کار کند.
** انتظار برای استخدام
وی با تأکید بر اینکه دانشجو نباید صرفاً منتظر استخدام بماند، اظهار کرد: فرد باید از دوران تحصیل به دنبال خروجی واقعی باشد؛ برای مثال، دانشجوی برنامهنویسی پروژه انجام دهد، دانشجوی مدیریت یک کسبوکار را تحلیل کند، دانشجوی حسابداری با نرمافزارهای واقعی کار کند و دانشجوی بازاریابی برای یک کسبوکار محلی کمپین طراحی کند.
وی افزود: رزومه نیز باید به جای فهرستی از دروس دانشگاهی، شامل پروژهها و خروجیهای واقعی باشد؛ برای مثال، به جای «آشنایی با پایتون»، فرد پروژه تحلیل دادهای را که انجام داده است، همراه با کد و گزارش ارائه کند.
این پژوهشگر شبکهسازی را نیز در ورود به بخش خصوصی مؤثر دانست، اما تأکید کرد که ارتباطات نمیتواند جایگزین مهارت شود و فرد برای ماندگاری در یک مجموعه باید توانایی و ارزشآفرینی خود را اثبات کند.
** اشتغال نامرتبط؛ راهکار موقت است نه مقصد نهایی
سالک درباره فارغالتحصیلانی که بهدلیل نبود شغل تخصصی به مشاغل غیرمرتبط روی میآورند، گفت: اگر در مقطع فعلی شغل تخصصی وجود ندارد، فرد میتواند بهطور موقت در یک شغل دیگر فعالیت کند، اما نباید تخصص خود را کنار بگذارد و باید همزمان به افزایش مهارت و جستوجوی شغل مرتبط ادامه دهد.
وی یادگیری زبان انگلیسی را نیز بهویژه برای فارغالتحصیلان حوزه فناوری و رایانه یک مزیت رقابتی دانست و اظهار کرد: بخش قابل توجهی از منابع، ابزارها، دورهها و اطلاعات تخصصی به زبان انگلیسی ارائه میشود و توانایی استفاده از این منابع میتواند فرصتهای شغلی فرد را افزایش دهد.
این پژوهشگر همچنین ادامه تحصیل را زمانی مفید دانست که به افزایش تخصص یا دستیابی به موقعیت شغلی بهتر منجر شود، نه اینکه صرفاً راهی برای به تعویق انداختن ورود به بازار کار باشد.
سالک در پایان تأکید کرد: نباید انتظار داشت فرد از همان ابتدای ورود به بازار کار، همزمان شغل کاملاً تخصصی، درآمد بالا، شرایط ایدهآل و سابقه کاری داشته باشد؛ مهم این است که فرد از یک نقطه شروع کند، تجربه و مهارت خود را افزایش دهد و همزمان برای رسیدن به موقعیت شغلی متناسب با تخصص خود تلاش کند.
ارسال
نظر
*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد
نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین
(فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر
شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای
نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.