در کاهش فرزندآوری فقط پای اقتصاد در میان نیست!
دبیر مرکز مطالعات راهبردی جمعیت کشور با بیان اینکه برخلاف تصور رایج که مشکلات معیشتی را تنها عامل کاهش فرزندآوری میداند، تغییر نگرشهای فرهنگی و رواج فردگرایی افراطی، نقش پررنگتری در این روند ایفا میکند گفت: اولویت یافتنِ رفاه و موفقیت فردی بر تشکیل خانواده، باعث شده تا بسیاری از زوجها، فرزندآوری را با معیارهای کمالگرایانه بسنجند و آن را به تأخیر بیندازند.
خانوادهها در حال کوچکتر شدن هستند؛ تغییری که شاید با تصمیمی شخصی برای داشتن یک فرزند یا به تعویق انداختن فرزندآوری آغاز شود، اما در مقیاس اجتماعی میتواند آینده جمعیتی، شبکه حمایت خانوادگی و کیفیت زندگی نسلهای بعد را تحت تأثیر قرار دهد.
در همدان نیز نرخ باروری به 1.43 فرزند رسیده و افزایش فاصله ازدواج تا تولد نخستین فرزند، فاصله میان تولد فرزندان و گسترش الگوهای تکفرزندی و بیفرزندی از عوامل مؤثر بر کاهش موالید عنوان شده است.
پشت این عدد، خانوادههایی قرار دارند که میان خواسته فرزندآوری و واقعیتهای اقتصادی، شغلی و اجتماعی در حال انتخاب هستند؛ خانوادههایی که برای فرزند دوم تنها هزینههای اولیه را در نظر نمیگیرند و زمان، آموزش، سلامت روان و کیفیت تربیت فرزند نیز برایشان اهمیت دارد.
به همین منظور ابتدا با دو خانواده که صاحب یک فرزند هستند گفتوگو کردیم و سپس برای بررسی چرایی کاهش تمایل به فرزندآوری، تغییر الگوی خانواده و عواملی که خانوادهها را به سمت تکفرزندی یا تعویق فرزندآوری سوق داده، به سراغ دبیر مرکز مطالعات راهبردی جمعیت کشور رفتیم؛ در ادامه مشروح گفتوگوها را میخوانید.
** فرزند دوم در صف شرایط بهتر
خانواده همتی، زوج 30 سالهای که هر دو معلماند و یک پسر چهار ساله دارند، تأمین هزینهها و آینده فرزند را اصلیترین دغدغه خود برای فرزندآوری میدانند. مادر خانواده معتقد است که کیفیتِ تربیت، شامل آموزش، رشد اجتماعی و سلامت روان، اهمیت بالایی دارد و اگر افزایش تعداد فرزندان موجب کاهش زمان، توجه و امکانات شود، ترجیح میدهیم تعداد فرزندان کمتر باشد اما کیفیت زندگیشان تضمین شود.
او تأکید کرد: تکفرزندی برایشان یک تصمیم قطعی نیست و قصد دارند سه تا چهار سال دیگر شرایط را دوباره بررسی کنند.
به گفته او، حمایتهایی مانند افزایش مرخصی مادرانِ دارای فرزند زیر دو سال و بستههای حمایتی برای پدران، میتواند تصمیمگیری برای فرزند دوم را تسهیل کند.
او در عین حال نگران است فرزندش در آینده بهدلیل نداشتن خواهر یا برادر احساس کمبود کند و خودش و همسرش نیز پس از بزرگ شدن فرزندشان تنها بمانند. با این حال، آنها موضوع فرزند دوم را کاملاً کنار نگذاشتهاند و همچنان منتظر فراهم شدن شرایط مناسب اقتصادی، کاری و روحی هستند.
** فرزند دوم را میخواهیم، اما فعلاً توانش را نداریم
خانواده آقاجانی نیز صاحب یک دختر چهار ساله هستند. اگرچه پدر (کارمند) و مادر (خانهدار) هر دو مشتاق داشتن فرزند دوم هستند، اما فشار هزینههای زندگی و دغدغهی کیفیت تربیت، این تصمیم را به تعویق انداخته است.
مادر خانواده میگوید: هزینه فرزندپروری فقط خورد و خوراک نیست و لباس، درمان، مهدکودک، آموزش و تفریح را نیز شامل میشود. والدین باید مطمئن باشند که میتوانند همان سطح از امکانات و توجهی را که برای فرزند اول فراهم کردهاند، برای فرزند دوم نیز اختصاص دهند؛ چرا که تربیت و سلامت روحی فرزند، نیازمند صرف زمان و انرژی بسیار است.
پدر خانواده نیز با اشاره به درآمد مشخص و افزایش سالانه هزینهها معتقد است که مشکلات اقتصادی، علاقه آنها به فرزند دوم را از بین نبرده، اما باعث شده برای این تصمیم احتیاط کنند.
این خانواده معتقدند کاهش هزینههای نگهداری و آموزش کودکان و حمایت بیشتر از والدین میتواند تصمیمگیری برای فرزند دوم را آسانتر کند.
خانواده آقاجانی امیدوارند با بهبود شرایط اقتصادی و فراهم شدن امکان بیشتر برای رسیدگی به فرزندان، در سالهای آینده تصمیم خود را عملی کنند؛ تصمیمی که منتفی نشده و تنها بهدلیل ملاحظات اقتصادی و تربیتی به تعویق افتاده است.
**ریشه اصلی کاهش فرزندآوری
دبیر مرکز مطالعات راهبردی جمعیت کشور، با اشاره به اینکه ریشه اصلی تغییر الگوی فرزندآوری را نمیتوان صرفاً در مسائل اقتصادی جستوجو کرد، گفت: برخلاف دیدگاهی که اقتصاد را عامل اصلی کاهش فرزندآوری میداند، با توجه به سالها مطالعه و تحقیق در ایران و جهان به این نتیجه رسیدهام که ریشه اصلی این دگرگونی، تغییر تعاریف و نگرشهایی است که در ذهن جامعه شکل گرفته است.
صالح قاسمی، از دیدگاه خود، منشأ این تغییرات را «فردگرایی افراطی» دانست و توضیح داد: اصالت یافتنِ من؛ رفاه من، آسایش من، موفقیت من، کیفیت زندگی من و لذت من. زمانی که فردگرایی به اصل تبدیل شود، هر عاملی که کوچکترین مغایرتی با این «من» داشته باشد، تضعیف میشود.
به گفته وی، پیامد این نگرش، تشکیل دیرتر یا نشدن خانواده، افزایش منازعات خانوادگی و کاهش تعداد فرزندان است؛ چرا که فرزندآوری در نگاه فردِ فردگرا، زحمتی است که میتواند مانع موفقیت یا کیفیت زندگی او شود.
دبیر مرکز مطالعات راهبردی جمعیت کشور تأثیر شرایط اقتصادی را در این روند انکارناپذیر دانست، اما تأکید کرد: اقتصاد این روند را تشدید کرده است، نه ریشهسازی؛ اصلیترین عامل کاهش فرزندآوری، تغییر نگرشها و بهویژه گسترش فردگرایی افراطی است.
** کمالگرایی افراطی؛ عامل دشوار شدن فرزندآوری
قاسمی در ادامه با اشاره به افزایش سطح انتظارات از زندگی و فرزندپروری، اظهار کرد که کمفرزندی و تکفرزندی به الگویی رایج تبدیل شده که بسیاری درصدد توجیه آن هستند. در کنار فردگرایی، تعریف زندگی حداکثری عامل دیگری است که در آن، استانداردهای زندگی برای خود و فرزندان، بسیار فراتر از حد معمول تعریف شده است.
وی این وضعیت را نوعی کمالگرایی افراطی خواند و افزود: اگرچه انسان ذاتاً کمالگراست، اما افراط در آن، زندگی را دشوار میکند؛ چراکه در این شرایط، همه چیز در بالاترین سطح و حداکثر میزان ممکن تعریف میشود.
وی با بیان اینکه کمالگرایی افراطی میتواند رضایتمندی از زندگی را کاهش دهد، توضیح داد: در این نگاه، فرد حتی با دستیابی به رفاه، تا زمانی که با استاندارد ایدهآل خود فاصله داشته باشد، همچنان احساس نارضایتی میکند.
دبیر مرکز مطالعات راهبردی جمعیت کشور ادامه داد: این رویکرد، ازدواج را سخت، دیرهنگام، پرهزینه و در مواردی غیرممکن کرده است. همین مسئله منجر به کاهش فرزندآوری میشود، چراکه فرزند در این دیدگاه به موجودی بسیار پرزحمت و پرهزینه تبدیل شده که دیگر جایی برای فرزند دوم باقی نمیگذارد.
قاسمی در نهایت تأکید کرد: بالا رفتن بیش از حد استانداردهای زندگی و کمالگرایی، مسیر زندگی را سخت، تلخ و محدود میکند.
** تداوم تکفرزندی، شبکه حمایت خانوادگی را تضعیف میکند
وی با اشاره به الگوهای رایج فرزندآوری در جامعه، رایجترین مدل فعلی را خانوادههای دوفرزندی دانست و افزود: رتبه بعدی به تکفرزندی و سپس سهفرزندی اختصاص دارد؛ وضعیتی که نشاندهنده لزوم نگرانی جدی در این زمینه است.
وی هشدار داد: اگر تکفرزندی و کمفرزندی به روندی غالب تبدیل شود، نرخ رشد جمعیت به سمت صفر و منفی میل خواهد کرد و کشور با معضل کاهش جمعیت مواجه خواهد شد.
دبیر مرکز مطالعات راهبردی جمعیت کشور ادامه داد: با تثبیت این وضعیت، بخش قابلتوجهی از حمایتهای خانوادگی و شبکههای خویشاوندی از دست میرود و پیوندهای عاطفی و حمایتی ناشی از آن، اساساً تضعیف خواهد شد.
قاسمی همچنین کاهش کیفیت زندگی سالمندان را از دیگر پیامدهای این روند دانست و با اشاره به نقش فرزندان در مراقبت از والدین، گفت: کاهش تعداد فرزندان عملاً این شبکه حمایتیِ حیاتی را تضعیف میکند.
وی افزود: از منظر اجتماعی نیز این روند به تضعیف تفکرات جمعگرایانه و تقویت روحیات فردگرایانه میانجامد. تکفرزندها معمولاً گرایشهای مصرفگرایانه و کمالگرایانه بیشتری دارند که در نهایت، ساختار جمعیتی و اجتماعی کشور را تحت تأثیرات عمیق قرار خواهد داد.
** ضرورت تناسب سیاست جمعیتی با گروههای مختلف
وی با تأکید بر لزوم تفکیک میان دلایل اقتصادی و نگرشی در سیاستگذاریهای جمعیتی گفت: بخش قابلتوجهی از جامعه صرفاً بهدلیل مشکلات معیشتی فرزندآوری را محدود کردهاند. در دهکهای پایین و طبقات متوسط رو به پایین، تمایل به فرزندآوری حتی بیش از گروههای برخوردار است، اما تنگناهای اقتصادی مانع از تحقق این خواسته میشود؛ بنابراین این قشر نیازمند حمایتهای جدی و امتیازات ویژه اقتصادی هستند.
این فعال حوزه جمعیت در مقابل، وضعیت دهکهای بالای جامعه را متفاوت خواند و گفت: طبقات برخوردار دغدغه مالی چندانی ندارند، اما سبک زندگی، فردگرایی افراطی و کمالگرایی مفرط باعث شده تا آنها فرزندآوری را بهشدت محدود کنند. این گروه نیازمند آموزشهای فرهنگی و نگرشی هستند تا ضمن آگاهی از پیامدها و آسیبهای احتمالی این سبک از تفکر، در رویکرد خود نسبت به فرزندآوری تجدیدنظر کنند.
** تکفرزندی هنوز به هنجار تثبیتشده تبدیل نشده است
قاسمی در پاسخ به این پرسش که آیا تکفرزندی به هنجاری اجتماعی بدل شده؟ گفت: معتقد است تکفرزندی هنوز الگویی تثبیتشده نیست؛ چراکه حتی خودِ تکفرزندها نیز برخلاف گذشته، دفاع جدی از این سبک زندگی نمیکنند.
وی افزود: بسیاری از خانوادهها همچنان مشکلات اقتصادی را دلیل اصلی تکفرزندی میدانند و این نشان میدهد که این روند هنوز به باور و هنجاری در خانواده اصیل ایرانی تبدیل نشده است.
وی با تأکید بر امکان تغییر این وضعیت اظهار کرد: اگر با آگاهیبخشی، رفع گرههای ذهنی و ارائه امتیازات ضروری، بستر مناسب فراهم شود، تکفرزندی به حاشیه خواهد رفت و میتوان شاهد کاهش سهم خانوادههای تکفرزند در جامعه بود.
** افزایش سن ازدواج، زنگ خطر جمعیتی
این مسئول درباره پیامدهای افزایش سن ازدواج و کاهش فرزندآوری هشدار داد: بالا رفتن سن ازدواج و افزایش شمار جوانان مجرد، منجر به بروز آسیبهای اجتماعی میشود که به نفع هیچ کشوری نیست.
قاسمی معتقد است: تداوم روند تکفرزندی یا بیفرزندی، نهاد خانواده را دچار دگرگونی و آسیب میکند؛ وضعیتی که هم والدین و هم تکفرزندها از آن متضرر خواهند شد. تضعیف نهاد خانواده پیامدهای جدی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی برای کشور به همراه خواهد داشت.
وی، تکفرزندی را نوعی نادیده گرفتن حقِ فرزند دانست و افزود که فاصلهگذاری زیاد میان ازدواج و فرزندآوری، ریسک ناباروری ثانویه را افزایش میدهد؛ اتفاقی که در 10 تا 15 سال اخیر نیز روند صعودی داشته است.
فرصت برای اصلاح روند جمعیتی باقی است
این کارشناس در پایان با تأکید بر اینکه فرصت تغییر این روند هنوز از دست نرفته، اظهار کرد: جامعه ایرانی همچنان اصالتاً خانوادهمحور و فرزنددوست است. با راهبردنگاریِ دقیق، سیاستگذاریهای صحیح و اجرایِ کامل قوانینی که تاکنون آنطور که باید عملیاتی نشدهاند، میتوان این فرهنگ اصیل را در کشور احیا کرد.