حلقههای گمشده در پایش سلامت دانشآموزان؛ از درمانهای ناتمام تا سواد عاطفی
متخصص کودکان، با واکاوی چالشهای نظام پایش سلامت مدارس، گفت: حلقه مفقوده در این فرآیند، «شکاف میان تشخیص تا درمان» و «غفلت از هوش هیجانی» است؛ خلأهایی که باید با اصلاح رویکردهای ساختاری، در اولویت سیاستگذاریهای کلان قرار گیرند.
همزمان با نزدیک شدن به روزهای پایانی شهریور و آستانه بازگشایی مدارس، موضوع سلامت همهجانبه دانشآموزان به یکی از دغدغههای اصلی خانوادهها و نظام سلامت تبدیل میشود. اگرچه طرحهای غربالگری بینایی و شنوایی پیش از ورود به مدرسه با موفقیت در حال اجراست، اما اختلالات پنهان جسمی، ساختاری و بهویژه عدم رشد «مهارتهای هیجانی-اجتماعی» در میان کودکان، همچون تهدیدی خاموش، عملکرد تحصیلی و کیفیت زندگی آنان را نشانه گرفته است.
در همین راستا و برای بررسی موضوع ابتدا با راضیه جهانیان، کارشناس سلامت نوجوانان و مدارس معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی و سپس با دکتر نصرالله پزشکی، متخصص بیماریهای کودکان و اطفال، گفتوگو کردیم که مشروح آن را در ادامه میخوانید:
کارشناس سلامت نوجوانان و مدارس دانشگاه علوم پزشکی با بیان اینکه سلامت نوجوانان بهدلیل نقش آنان در آینده جامعه اهمیت ویژهای دارد، گفت: این گروه سنی بهدلیل شرایط خاص، آسیبپذیر هستند و نهادینهسازی رفتارهای بهداشتی در این دوران، گامی حیاتی برای پیشگیری از بیماریها و کاهش هزینههای درمانی در بزرگسالی است.
راضیه جهانیان تصریح کرد: واحد سلامت جوانان، نوجوانان و مدارس معاونت بهداشتی گروه سنی نوجوانان (18-5 سال) و جوانان (30-18 سال) را تحت پوشش دارد و ارزیابی سلامت این گروههای سنی از مهمترین اقدامات واحد بهشمار میرود.
وی خاطرنشان کرد: ارزیابی سلامت (بهداشتی و پزشکی) بر اساس بسته خدمتی نوجوانان 5 تا 18 سال برای دانشآموزان در آستانه ورود به پیشدبستانی (5 سالهها)، پایههای اول ابتدایی (6 سالهها)، چهارم ابتدایی (9 سالهها)، هفتم یا پایه اول متوسطه دوره اول (12 سالهها) و دهم یا پایه اول متوسطه دوره دوم (15 سالهها) توسط مراقبین سلامت در پایگاهها و مراکز خدمات جامع سلامت شهری و بهورزان در خانههای بهداشت روستاها بر اساس خانوار تحت پوشش انجام میشود.
وی در ادامه با توضیح روند ثبت اطلاعات، خاطرنشان کرد: دادههای بهدستآمده در سامانه «سیب» ثبت شده و خلاصهای از نتایج معاینات پزشکی، در قالب فرمی مشخص به والدین تحویل داده میشود تا برای اطلاع اولیای مدرسه و پیگیری مشکلات احتمالی در طول سال تحصیلی، به مدیر مدرسه ارائه شود.
این کارشناس سلامت با اشاره به موارد ارزیابی رایگان دانشآموزان، تصریح کرد: وضعیت شاخص توده بدنی و اختلالات تغذیهای، سلامت روان، بینایی و شنوایی، آسم، سلامت دهان و دندان، واکسیناسیون، پدیکلوزیس (شپش سر) و سلامت اجتماعی این دانشآموزان بهصورت دقیق پایش و بررسی میشود.
جهانیان با اشاره به جزئیات معاینات پزشکی دانشآموزان گفت: این ارزیابیهای رایگان شامل بررسی شاخص توده بدنی و وضعیت تغذیه، سلامت روان، بینایی، شنوایی، آسم، سلامت دهان و دندان، واکسیناسیون، پدیکلوزیس و همچنین معاینات تخصصیتری همچون فشار خون، سلامت تیروئید، پوست و مو، ستون فقرات و سلامت بلوغ است.
وی افزود: دانشآموزانی که در این غربالگریها دارای اختلال یا بیماری تشخیص داده شوند، جهت پیگیریهای بیشتر به پزشک مرکز خدمات جامع سلامت و در صورت نیاز به سطوح تخصصیتر ارجاع داده میشوند و مراقبان سلامت و بهورزان، روند درمان و بهبود آنها را رصد و پیگیری خواهند کرد.
این کارشناس با تأکید بر اینکه چاقی و اضافه وزن، بیشترین مشکل شناساییشده در ارزیابی سلامت دانشآموزان در سال تحصیلی گذشته بوده است، اظهار کرد: بر همین اساس، مداخلات اجرایی و آموزشی ویژهای برای سال تحصیلی پیشِرو برنامهریزی شده است.
جهانیان زمانبندی این طرح را اینگونه تشریح کرد: مراقبتهای بهداشتی نوآموزان بدو ورود به دبستان از مهرماه آغاز شده و تا پایان شهریور سال آینده در تمامی مراکز و خانههای بهداشت ادامه خواهد داشت و ارزیابی سایر پایهها نیز از ابتدای سال آغاز شده و تا پایان سال در جریان است.
در ادامه این گزارش، متخصص کودکان و اطفال، با اشاره به ساختار پایش سلامت در کشور گفت: نظام بهداشت و درمان ما فرآیند غربالگری را از دوران شیرخوارگی تا پنج سالگی بهصورت منظم انجام میدهد و پیش از ورود به مدرسه نیز طرح سنجش آمادگی تحصیلی، بهویژه در بخش بینایی و شنوایی، با دقت بالایی صورت میگیرد که خوشبختانه بسیاری از اختلالات در همین مراحل اولیه شناسایی میشوند.
دکتر نصرالله پزشکی، با ابراز نگرانی نسبت به اهمال برخی خانوادهها افزود: حلقه مفقوده این نظام، پیگیرینکردن توصیههای پزشکی پس از شناسایی بیماری است. بسیاری از والدین پس از ارجاع کودک به سطوح تخصصی برای انجام آزمایش یا مشاوره، فرآیند درمان را دنبال نمیکنند که این موضوع باعث میشود مشکلات اولیه که بهسادگی قابل درمان هستند، به بیماریهای کهنه و مزمن تبدیل شده و در دوران تحصیل، کودک را دچار چالشهای جدی کنند.
وی با تحلیل سبک زندگی نوین و تغییر الگوهای رفتاری کودکان، سه عارضه اصلی ناشی از کمتحرکی را تشریح کرد. وی کاهش مهارتهای حرکتی پایه را نخستین مشکل دانست و گفت: کودکان امروزی بهجای بازیهای فیزیکی که تقویتکننده عضلات و هماهنگی عصبی-عضلانی بود، به بازیهای نشسته و استفاده بیرویه از تلویزیون، تلفن همراه و تبلت روی آوردهاند.
این متخصص کودکان دومین عارضه را شیوع چاقی و تبعات مزمن آن برشمرد و افزود: ترکیب کمتحرکی و رژیمهای غذایی پرکالری، موج فزاینده افزایش وزن را در کودکان ایجاد کرده است؛ چاقی که در کوتاهمدت موجب انزوای کودک، دوری از بازیهای گروهی و آسیبهای روانی ناشی از قضاوت همسالان میشود، در درازمدت نیز خطر ابتلا به دیابت، فشار خون و چربی خون را در سنین پایین افزایش میدهد.
پزشکی در ادامه، سومین مورد را انحرافات اسکلتی و ساختاری «موقعیتی» دانست و توضیح داد: هرچند بخشی از مشکلات اسکلتی مادرزادی بوده و در نوزادی شناسایی میشوند، اما بخش عمدهای از انحرافات اسکلتی کودکان امروزی ناشی از نشستن نادرست و استفاده طولانیمدت از ابزارهای دیجیتال است.
وی بر اهمیت تشخیص زودهنگام تأکید کرد و گفت: اگر این ناهنجاریها در مراحل ابتدایی شناسایی شوند، با تمرینات ساده ورزشی یا فیزیوتراپی کاملاً قابل اصلاحاند، اما غفلت از آنها میتواند کودک را در آینده نیازمند جراحیهای پیچیده کند یا حتی به درمانی غیرممکن بینجامد.
وی در بخش دیگری از صحبتهای خود با اشاره به ابعادی که معمولاً در غربالگریهای رسمی مغفول میمانند، از ضعف در «هوش هیجانی و سواد عاطفی» کودکان بهعنوان یک آسیب جدی یاد کرد و گفت: مسئلهای که افت کیفیت زندگی دانشآموزان را رقم میزند، عدم تکامل هیجانی و اجتماعی آنهاست. در گذشته مهارتهای اجتماعی بهصورت طبیعی در تعاملات خانوادگی رشد میکرد، اما امروزه آپارتماننشینی و محصور شدن در اتاقهای شخصی، ابراز و کنترل هیجانات را مختل کرده است.
این متخصص کودکان با اشاره به نقش مهدکودکها و آسیبهای دوران کرونا افزود: متأسفانه بخش زیادی از دانشآموزان بدون تجربه تعاملات گروهی وارد دبستان میشوند و چون سنجش هوش هیجانی و سواد عاطفی در غربالگریهای پیش از مدرسه جایگاه مشخصی ندارد، این خلأ آموزشی همچنان نادیده گرفته میشود.
پزشکی مؤلفههای اصلی هوش هیجانی در سنین ورود به مدرسه را اینگونه برشمرد و ابراز کرد: توانایی رعایت نوبت و اشتراکگذاری وسایل با دیگران، توانایی ابراز خواستهها و کنترل خشم در صورت بروز اختلاف با همسالان (بدون توسل به خشونت) و توانایی مراجعه به بزرگترها و حل مسئله از طریق گفتمان ازجمله مواردی است که تا سن قبل از مدرسه باید بچهها قادر به انجام آن باشند.
*ویژگیهای برنامه غربالگری کارآمد؛ ضرورت حرکت به سوی مدل خانوادهمحور
وی در پاسخ به این پرسش که یک برنامه غربالگری مؤثر باید چه ویژگیهایی داشته باشد، اظهار کرد: کلیدیترین ویژگی یک برنامه موفق، «خانوادهمحور» بودن است. اگرچه بخشی از فرآیند غربالگری نظیر سنجش حدت بینایی بهدلیل ماهیت بالینی، منحصراً در صلاحیت کادر درمان است، اما در بسیاری از حوزههای تکاملی، رشدی و رفتاری، خانوادهها بهترین مرجع برای تکمیل پرسشنامههای استاندارد هستند.
وی با اشاره به روند فعلی پایشها در مراکز بهداشتی افزود: اگرچه پیش از این پرسشنامهها بهصورت کاغذی در اختیار خانوادهها قرار میگرفت، اما اکنون در اغلب مراکز، ثبت اطلاعات در سامانه الکترونیک سلامت و از طریق پرسش از والدین انجام میشود؛ با این حال، مطلوبترین شیوه این است که سوالات با تأمل و همفکری مشترک والدین پاسخ داده شود، چراکه دقت ارزیابی رفتارهای کودک مستقیماً به میزان حضور ذهن و دقت پدر و مادر بستگی دارد.
این متخصص کودکان در ادامه، دومین شاخصه یک غربالگری کارآمد را «فواصل زمانی منظم و متناسب با سن رشد» دانست و گفت: از آنجا که سرعت تکامل در سالهای نخست زندگی بسیار بالاست، در سال اول و دوم هر دو ماه یکبار و در سال سوم بهصورت سهماهه، ارزیابیها انجام میشود و پس از آن، فواصل به 6ماهه یا سالانه تغییر مییابد.
پزشکی تأکید کرد: با توجه به تفاوت نیازهای تکاملی، برخی اختلالات نیازمند پایش مستمر (هر 6 ماه یکبار) و برخی دیگر با ارزیابیهای دو یا سهساله قابل مدیریت هستند؛ بنابراین استمرار در اجرای دورهها بر اساس تقویم رشد کودک، ضرورتی انکارناپذیر است.
*انقطاع زنجیره ارجاع؛ چالش اساسی میان غربالگری و درمان
وی سومین مؤلفه و بزرگترین نقص نظام فعلی را فقدان پیگیری سیستماتیک و ارتباط پیوسته میان ارزیابی اولیه و چرخه درمان دانست و با انتقاد از انقطاع در این زنجیره، توضیح داد: اگرچه علائم خطر شناسایی میشوند، اما گامهای بعدی با چالشهای جدی روبروست؛ چراکه یا اهمیت و حساسیت موضوع بهخوبی برای خانوادهها تبیین نمیشود و یا مراکز تخصصی و جامع درمانی، اتصال مستقیم و کاملی با سامانههای غربالگری ندارند.
وی تأکید کرد: در کنار موانع ساختاری، چالشهای اقتصادی و دوری مسافت نیز موجب میشود تا والدینِ کودکانِ مشکوک به بیماری، از ادامه فرآیند درمان بازبمانند، در حالی که ایجاد یک شبکه یکپارچه میتواند مانع از رها شدن کودکان در میانه راه درمان شود.
این متخصص کودکان و اطفال با ذکر نمونهای از ضرورت این پیوستگی در حوزه بینایی خاطرنشان کرد: سنین خردسالی دوره طلایی تکامل مسیرهای عصبی است و غفلت از کاهش دید یا انحرافات ظریف چشمی در این دوران، به تنبلی چشم عمیق منجر میشود؛ عارضهای که پس از عبور از سن حساس، حتی با درمانهای دارویی یا جراحی نیز قابل جبران نخواهد بود و ناتوانی مادامالعمر در بینایی را برای کودک رقم میزند.
*پرونده الکترونیک و ارتباط ارگانیک بینبخشی؛ درمان حلقه مفقوده پیگیری
پزشکی در ادامه تشریح چالشهای درمان دانشآموزان ارجاعی اظهار کرد: مشکل اساسی در حال حاضر این است که وقتی کودکی با نامه ارجاع به پزشک متخصص معرفی میشود، ما اقدامات تشخیصی لازم اعم از تجویز آزمایش، گرافی، تمرینات اصلاحی یا ارجاع به روانشناس و مشاور را انجام میدهیم؛ اما متأسفانه سازوکار سیستماتیکی برای پایش بازخورد وجود ندارد. یعنی پزشک خودش باید پیگیر شود که آیا بیمار دستورات را انجام داده و به مشاور مراجعه کرده است یا خیر.
وی تأکید کرد: این نقص تنها با الکترونیکی و یکپارچه شدن پرونده سلامت برطرف میشود تا اگر دانشآموزی مدرسهاش را هم تغییر داد، سوابق بالینی و تشخیصی او بهصورت پیوسته در دسترس اولیای مدرسه و درمانگران بعدی قرار گیرد.
وی با تأکید بر لزوم همافزایی ساختاری افزود: ارتباط میان آموزش و پرورش، نظام سلامت و دانشگاههای علوم پزشکی نباید صرفاً در قالب نامهنگاریهای اداری مقطعی باشد؛ بلکه باید یک ارتباط ارگانیک و پیوسته شکل بگیرد تا فرآیند ارجاع دانشآموز تا مرحله درمان قطعی در کلینیکهای ویژه دولتی رصد شود و هزینههای درمان نیز به خانوادهها تحمیل نگردد.
*تجربه تلخ عدم همراهی با سمنها؛ فرصتسوزی در ارائه خدمات رایگان
وی با اشاره به نقش مغفولمانده سازمانهای مردمنهاد در بهبود وضعیت سلامت دانشآموزان، به تجربهای ملموس در استان همدان اشاره کرد و گفت: سالها پیش در قالب یک تشکل مردمنهاد، تفاهمی با دانشگاه علوم پزشکی برای اعزام پزشکان متخصص جهت ویزیت رایگان دانشآموزان مبتلا به مشکلات اسکلتی داشتیم. ما حتی ساختمانی بدوناستفاده متعلق به آموزش و پرورش در خیابان سبدبافان همدان (نزدیک کلینیک امید) را در همدان شناسایی کردیم تا به پایگاه غربالگری تبدیل شود، اما متأسفانه با عدم همکاری آموزش و پرورش، این فرصت همکاری بینبخشی از دست رفت.
وی با تأکید بر اینکه تشکلهای مردمنهاد میتوانند پلی میان آموزش و پرورش و دانشگاه برای کاهش هزینههای درمان باشند، اعلام آمادگی کرد تا از این ظرفیت برای باری که از دوش مردم برداشته شود، استفاده گردد.
*هشدار نسبت به عارضه اپیدمی دیجیتال؛ نزدیکبینی زودرس در کودکان زیر 10 سال
این متخصص کودکان در بخش دیگری از هشدارهای خود نسبت به «اپیدمی دیجیتال» و عوارض ناشی از آن تصریح کرد: استفاده از موبایل و تبلت صرفاً مسئلهای رفتاری نیست؛ کودکان زیر 10 سال در دوره طلایی تکامل بینایی قرار دارند و استفاده مداوم از نمایشگرها، ریسک ابتلا به نزدیکبینی زودرس و نقایص انکساریِ جبرانناپذیر را بهشدت افزایش میدهد.
پزشکی در پاسخ به پرسشی درباره نشانههای هشداردهنده در طول سال تحصیلی، با تأکید بر پرهیز از افراط و تفریط گفت: تأکید ما بر غربالگری خانوادهمحور نباید به وسواس بهداشتی والدین منجر شود؛ شکایاتی نظیر سردرد گذرا یا بهانهجوییهای گاهبهگاه برای درس خواندن، لزوماً نشانه بیماری نیستند و نباید باعث نگرانی مفرط شوند. ملاک اصلی و هشداردهنده برای مداخله پزشکی، زمانی است که یک نشانه جسمی یا رفتاری تکرارشونده و پایدار شود و روند زندگی عادی و تحصیلی کودک را مختل کند.